86/02/28
بازی ترس
بازيك بازي جديد :بايد از ترس گفت.وازسه نفرخواست كه از ترس هايشان بگويند.جودی عزيزاين خواسته رااز اينجانب درخواست كرد.منم ضمن قبول شركت در اين بازي در انتهاي مطلب از سه نفر خواهمخواست كه در اين بازي شركت كنند.وامامواردي از ترس:
1- ميگرن:وحشتناك است و متاسفانه هر ازچند گاهي اسيرش مي شوم.رَب و رُبم را فراموش مي كنم.سردردي هول انگيزمرا به چنبره اي از درد رهنمون مي سازد.بايدچراغ ها را خاموش كنم و دقايقي طولاني مثل مجسمه آرام بمانم.مث ميت ميشم.ايپوپروفن ميشه الهه زندگي!
2- سينماي وحشت:سينما هميشه برايم جاذبه اي سحرانگيز داشته.مدام به دنبال تازه ترين آثار هستم.از ژانروحشت وحشت دارم.ازدراكولا وجيغ و اره و فيلم هاي هالويني مي ترسم.به همين سادگي!
3- مرگ عليه الرحمه:عزيزانم را دوست دارم و مي ترسم مرگ باعث فراقي سخت بشه.مرگ با تمام وجود بر عصر ما سايه افكنده.هزار و يك احتمال از مترقبه و غيرمترقبه خودش را بر سرمان آوار كرده.
4- جنگ:خاطرات بدي ازش دارم.هنوز كابوس جنگ رهايم نكرده. در جبهه لحظاتي بود كه با ترس از خواب بيدار مي شدم و با ترس مي جنگيدم و با ترس زنده باد مرده باد مي كردم.حالا هم از جنگ مي ترسم.اگر روزي جنگي پيش بياد چي ميشه؟بلا به دور!
5- عقرب:تا حالا يك بار ازسرلطف نيشي نثارم كرده جانانه.رفتيم اورژانس و باقي ماجرا.البته مشمول الطاف مار و رطيل هم شده ام ولي نيش عقرب چيزي دگر است و اقتضاي طبيعتش اينچنين است.
6- تصادف:بي ماشيني لذتي دارد ناگفتني و ماشين دار شدن كيفي دارد وصف ناشدني!!ترس از تصادف وجود آدمي را در بر مي گيرد.نكند باهام تصادف كنند؟نكند با كسي تصادف كنم!!
7- اختلاف در شوراي شهر كاشمر:توضيح ندهم بهتر است.ولي آرزو داشتم كه سه رئيس دانشگاه و چهار فرهنگي تعاملي مثبت تر با هم مي داشتند.
در پايان از جلیل یغمایی ، دکتر احسنی قهرمان وجناب استاد سعادتمندمي خواهم كه وارد اين بازي ترسناك شوند.
86/02/28
گشتی در خمخانه خیام
Rبارگاه خيام است و حديث طرب و حاصل عمر. روز خيام روزي خاص براي تبيين روح ايراني است.روحي مصلحت جو و محافظه كار!
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم ؟ هیچ
شـمع طـربم ولی چـو بنـشستم هیچ
من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ
Rدر حيرت سراي دنيا نام دمي خوش است و بس! مسافر اين حوالي گشته اي و يك دوروز مهمان هستي و بعد رهسپار.خوش باش.رونده اي ازاين دنيا بسان روندگان قبل از خود و بعد از خود.
چون عمر بسر رسد چه بغداد و چه بلخ
پیمانه چو پر شود چه شيرين و چه تلخ
خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی
از سـلخ بـغره آیــد از غـره بـسلخ
Rفردا شايد زان تو باشد ولي يقين امروز را مي تواني در آغوش كشي و خوش خوشانه لحظات را قرباني حالات خود كني!
هـر گـه کـه بـنـفشه جامه در رنگ زند
در دامـن گـل بـاد صبا چـنگ زند
هُشیار کـسی بــود کــه بــا سیمبری
می نوشد و جــام باده بـر سنگ زند
Rخيام آدمي را خلع سلاح ميكند.حرف هاي مگو را در چهار مصرع فاش مي كند.همين راز ماندگاري اوست.
زان پیش که نام تو ز عالم برود
می خور که چو می بدل رسد غم برود
بگشای سر زلف بتی بند به بند
زان پیش که بند بندت از هم برود
Rخيام شعري دارد ترجمه پذير.هويتي دارد جهاني.مي تواند رندانه همه را مدهوش خود كند.عارف با او همنشين است و مست با او هم پياله!
افسوس که نامه جوانی طی شد
وان تازه بهار زندگانی طی شد
حالی که ورا نام جوانی گفتند
معلوم نشد که او کی آمد کی شد
Rبايد با خيام در خلوتي بنشينيم و افسوس خوران گذر عمر بر باد رفته را بنگريم و هاي هاي در درون گريستن را معنا كنيم
افسوس که سرمايه ز کف بیرون شد
در پای اجل بسی جگر ها خون شد
کس نامد از آن جهان که پرسم از وی
کاحوال مسافران دنیا چون شد
Rخيام ما را به لايه هاي دروني ناخود آگاهي كه داريم راهنمايي مي كند.فاش مي گويد و مي رود و تو را در حيرتي مقدس غرق مي كند!
این قـافـله عـمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد
Rخيام با تو حديث شوريده حالي سر مي دهد.دستت را مي گيرد و اقاليم فتح نشده را رام تو مي كند
آنان که اسیر عقل و تمییز شدند
در حسرت هست و نیست ناچیز شدند
رو باخبرا تو آب انــگور گـُـزین
کان بـی خـبران بغوره میویز شدند
Rخيام غافلگيرت مي سازد.بايد به احترامش از جاي برخيزي و جام نداشته را به سلامتي اش نثار روحت كني!
ياران موافق همه از دست شدند
در پای اجل يکان یکان پست شدند
بودیم به یک شراب در مجلس عمر
یک دور ز ما پیشترَک مست شدند
86/02/26
حاشیه ای بر حکایت هفت درویش و یک شهردار
سلام //امروز دو مطلب بهانه به روز شدن اين گاه نوشت شد.اولين اختلافات در شوراي شهر كاشمر خودش را نشان داد. ماراتن خدمت با بروز اختلاف آن هم در ابتداي راه!!!عجيب است.دو مطلب را با هم مي خوانيم :
øشنیدم که شورای شهرکاشمردیروز عصردرآزمون سترگ انتخاب شهردار اولین میوه فعالیت های این روزهای خود را تجربه کرد.بعد از چند مرحله از میان پنج کاندیدای پست شهرداری راه یافته به این مرحلهه سه نفر انتخاب شد. قرارشان بر این بود که هریک گزینه های خود را برروی برگه رای منتقل کنند.بحثی درگرفت که دو یا سه گزینه نوشته شود.سه گزینه تصمیم نهایی بود.مهندس احمد روشندل با هفت رای اول شد و مهندس خباززاده با شش رای دوم و مهندس حسامی شهرداربردسکن با چهاررای (به روایت گل محمدی )سوم شد.مهندس مرادزاده سه رای آورد.گویا در این زمان بحثی در میان ویلانشینان خرمشهر درگرفت که بنا به روایت های محتلف می توان تعابیر متعددی ازآن داشت. نتیجه آن که دو عضو مستقل و تک عضو راستی جمع چهارنفره دوستان چپی را ترک گفتند.با چند نفر از اعضای محترم و یکی دو نفر از مطلعین اوضاع تماس گرفتم .هریک روایتی داشتند از زاویه دید خود.
متاسفانه شتابزدگی در بعض امور و در عین حال کندی در برخی امور آفت اوضاعی شورا دراین روزها شده است.دوستان شورایی بایستی از آذرتا نهم اردیبشهت برای انتخاب شهردارکاری میکردند که نکردند.همه حرف از تعامل می زنند.حرمت ریش سفیدان شورا بایستی حفظ شود. از شنیدن بگو مگوی تنی چند از اعضای شورا ناراحت شدم.ویلانشینان شورا باید بدانند که مردم نظاره گرآنانند.باید با مهندسی افکارعمومی از کرده ها و ناکرده های خود دفاع کنند.باردیگر تاکید می کنم که سه رئیس دانشگاه (با مدرک فوق لیسانس تا دکترا) و چهار فرهنگی با انبانی از تجربه و تخصص و تعهد دورهم جمع شده اند تا طرحی نو دراندازند و کابینه کارتشکیل بدهند.ولی افسوس!!
تاکید می کنم که حرمت امامزاده باید از سوی متولی محترم آن نگه داشته شود و وای به روزی که بگندد نمک!تا ساعتی دیگر شورائیان گردهم جمع خواهندشد تاشهرداررا انتخاب کنند.نوشتن این سطور برایم سخت و تلخ بود.چراهای بسیار در ذهن دارم.
امیدکه شورائیان به این باور برسند که باید از برج عاج خود خارج شوند و به مقوله اطلاع رسانی به طور شفاف تری نگاه کنند.چه خوب می شد اگر در برابر نظر افکار عمومی(حداقل خبرنگاران) صادقانه می ایستادند و ...بگذریم.
همان دعای همیشگی :خداکندسامانه اینترنتی شورا راه بیافتد.امید که مصوبات شورا بر تابلوی مجاور درب ورودی شورا نصب شود.امید که درب شورا به روی خبرنگاران باز شود.امید که ویلانشینان خیابان خرمشهر جلسه غیرعلنی و علنی را دوباره معناکنند.
شورائیان فراموش نکنند که گفته اند :که هفت درویش برگلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.امید که این عزیزان از درویش مسلکان وادی خدمت باشند.!!!!!!!
øحول و حوش ساعت دوازده ظهر مطلب قبلي تهيه گرديد.اميدوار بودم كه تا ساعت بيست آزمون سترگ انتخاب چهل و چندمين شهرداركاشمر به فرجام برسد.نااميد شدم وقتي شنيدم كه درجلسه غيرعلني امروز عصرشورايكي ازاعضاء به هردليل غايب بوده و دو نفر ديگربه دليل عدم حضور او درجلسه حاضر نشدند.بدين ترتيب مي توان اذعان داشت كه نوعي آبستراكسيون خواسته يا ناخواسته به وجود آمده است.گويا دكتر طباطبايي (يا به قول عزيزان چپ شيخ شورا)درگيرتجهيز كارخانه اش بوده است اندر شهرك صنعتي بردسكن.
اين شايد ظاهر قضيه باشد.يك مقام مثلن آگاه معتقد است كه اين نيامدن مربوط به بالاپايين شدن حرمت ها در نشست شب گذشته شوراست! عهده علي الراوي!
برخي مي گويند كه جناب دكتر با توجه به ماجراهاي شب قبل ويلاي خرمشهر منتظردعوت معاون ايام رياستش بر دانشگاه بوده است.معاوني كه اين روزها رئيس رئيس قبلي خود شده است!
يكي از اعضاي اكثريت بااشاره به صورتجلسه قبلي شورا دعوت تلفني را ضروري ندانست.البته زيدي مي گفت در برخي مواقع رئيس فعلي شورا شخصن طي تماسي تلفني مثلن دكتر را به جلسه دعوت مي كرد.يه بنده خدايي نيامدن دكتر را به ضرر ايشان مي داند و مصر است كه اين موضوع يعني بي احترامي به آراي ايشان.ديگري اين مسئله را نوعي اعتراض هوشمندانه به عملكرد طيف چپ راه يافته به شورا مي داند و اميدوار است اكثريت گوشه چشمي به اقليتي متشكل از دو مستقل و يك راستي داشته باشد
علت نيامدن دكتر به جلسه هرچه بوده دو نتيجه در پي داشته است:ازيك سو بهانه عدم حضور دو عضو غير وابسته به طيف چپ شده و از سوي ديگر باعث عدم تعيين شهردار( به علت عدم حضور سه عضو)گشت.به اين مي گويند آبستراكسيون اقليت.
يكي از دوستان اقليت شورا با اشاره به راي رئيس فعلي شورا(اشاره به هفت راي ششمين رئيس شورادر انتخابات هيات رئيسه شورا.راي ايشان را با سه عضو ديگر هئيت رئيسه شورا كه اتفاقن چپي هستند مقايسه كنيد)بر ضرورت توجه به عنصر تعامل در شورا اشاره مي كرد.از ديد ايشان بايسته آن است كه شخص رئيس حرمت راي سه نفر ديگر را داشته باشد.يعني به عبارتي رئيس وامدار اعتماد ياران غير خطي اش است.
البته يكي از دوستان اكثريت معتقد است اين تعامل وجود دارد و به درازا كشيده شدن انتخاب شهردار در كاشمر گواهي براين ادعاست. در هر حال دومين كارت منفي براي ويلانشينان خيابان خرمشهر صادر شد البته فقط از سوي نگارنده اين سطور!به طور قطع عده اي از حاميان اكثريت و عده اي از هواداران اقليت خواهند بود اين بزرگواران شايد به بعضي نمره بيست از صد و بالعكس بدهند!!!
ظريفي مي گفت: امشب رئيس شورامزه سياسي كاري را با تمام وجوددرك كرد.امشب وزن كشي سياسي در شوراي كاشمر حال و هواي ديگر به خود گرفت.اوضاع اين شورادر گذر زمان آبستن حوادث ديگري نيز خواهد بود.حوادثي كه باعث تعجب همه خواهد شد.همان ظريف مي گفت: اميد كه تحصيلكرده هاي شورا آبروي فرهيختگان اين حوالي را حفظ كنند.نويسنده اين سطور نيز اميدوار است كه هفت درويش فرهيخته ويلاي خرمشهرمواظب آبروي فرهيختگان درويش مسلك اين جا و ان جا باشند. يه نفر به طنز تاكيد داشت كه حداقل دو نفر از اعضاي علي البدل بايستي با توجه به برخي احتمالات خودشان را آماده ورود به شورا بكنند!!!
راستي بنا به تصريح يكي از اعضاي هئيت رئيسه شورا اين شورا يك مصوبه خاص طي اين17 روز گذشته داشته است: مصوب شد كه منبعد آسفالت معابراز نظر كيفيت بررسي شود. به عبارتي كنترل كمي و كيفي با عقد قرارداد با يك مركزمعتبرآزمايشگاهي!
اميد كه شاهد درخشش شوراي كاشمر باشيم.شاهد جلسات علني و حضور خبرنگاران!!!!!اميدوارم همين و بس!!!!!
86/02/23
درددل + هم میهن بعلاوه یک توصیه
درددلي در حاشيه توسعه نيافتگي منطقه:دلم به حال اين حوالي مي سوزد.در سايه سار بود و نبود سروي اساطيري.پزهاي عالي سر مي دهيم و هي تاريخ را .در عمق حنجره ها.در دم و بازدمي ناخواسته.بر سرهم آوار مي كنيم. ترشيز از درون ترشيده !كاشمربه حسرت مي نگرد مردمان حسرت زده اش را.مردماني كه سرو رانمي شناسند و ...!!زرتشت حيران بارگاه گشتاسب.از فراز آتشكده اي ناميرادشت بي مغ رامي نگرد..اشك كالاي نايابي است.موبدان دشت مغان را چه مي شود؟؟ديگر كسي در اين حوالي نامه حق را قرائت نمي كند.آوازه ها در سينه ها تبخير شده.از سينه ها فقط شيرخشك برون مي آيد و نسلي ماشيني و سيماني و عاشق آي تي و سي دي و اس ام اس.حيدر و نعمت تاكي در تيول خود خواهند داشت واژه ناب توسعه پايدار اين حوالي را؟!توجيه و شعار و شورآفريني ها مملو از احساس بر فراز اين شهر سايه افكنده! سايه اي تاريك تر از سايه سرو كهن سال باغمزار!حصار در حصار.توسعه يعني راي جمع كردن يعني زنده باد اين و مرده باد آن.كمي به خود بياييم و به فكر آيندگان باشيم.ديگران كاشتند و ما بر كشته هايشان ايرادها گرفتيم و اعتراض ها كرديم.اميد كه كشت ما تحسين آيندگان رادر پي داشته باشد.
روزنامهي همميهن، ازامروز به صاحب امتيازي و مدير مسوولي غلامحسين كرباسچي منتشر ميشود. محمد قوچاني سردبير روزنامه مذكور خواهد بود.محمد عزيز هم در سرويس اقتصادي اين نشريه با مسووليتي كه داردمشتاقانش را مستفيض خواهد كرد.صميمانه حضور محمدطاهري را در همميهن تبريك مي گويم.اميد كه روزي او را در كسوت مدير مسوول اين نشريه و سردبير آن نشريه زيارت كنم. گفتني است كه همميهن روزنامهاي مستقل و اصلاحطلب است كه وابستگي حزبي ندارد؛ گرچه صاحب امتياز و مدير مسوول آن دبير كل يك حزب است، همميهن براي اولين بار تفكرات و ايدههاي يك روزنامه در قالب دو روزنامه را در ايران به نمايش خواهد گذاشت؛ چراكه اين روزنامه علاوه بر انتشار روزنامهيي در قالب 24 صفحه كه دربرگيرندهي موضوعاتي مانند سياست، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع - با گرايش بيشتر به سمت نخبگان، مديران و روشنفكران جامعه- است روزنامهي دومي را در قطع كوچكتر در 16 صفحه منتشر خواهد كرد كه توجه بيشتري به مخاطب عام دارد و بيشتر به مسائل خانواده و جوانان معطوف خواهد بود. در هر حال بارديگر بر محمد طاهري عزيز و يارانش تبريك.
توصيه دكتر احسني قهرمان در حاشيه انتخاب شهردار كاشمر :می گویند از زمان افلاطون به بعد همیشه سوال این بوده که بهترین کس برای اداره امور کیست. در دوران جدید این سوال تبدیل شده به این که بهترین شکل اداره امور چگونه است. نه این که اصلا اهمیت نداشته باشد که اداره امور را به دست چه کسی می سپارند، بلکه توجه بیشتری به مدل داد و ستد میان مدیر و انتخاب کنندگان شده است. چون متوجه فضای سوم شده اند. یک فضای انتخاب کنندگان دوم فضای انتخاب شوندگان سوم فضای کنش و واکنش میان این دو.اخیرا کتاب "هویت و خشونت" آمارتیا سن را خواندم. نکات جالب در آن فراوان بود و به دوست عزیز آقای بی تقصیر توصیه می کنم. یکی از نکات جالب این بود که می گفت در دنیای قدیم و در طرف شرق رسمgovernment by discussion بوده است یک لحظه به ذهنم آمد که ترجمه این دقیقا همان شورا است. سن عقیده دارد که دمکراسی ایده ای نبوده که مطلقا مخصوص یونان باستان باشد یا ابداع متفکران کلاسیک مثل استیوارت میل. بلکه به نظر او یک پیوستگی در تمام تاریخ مشرق زمین و غرب وجود دارد و همان مثال شوراها را می آورد.
به نظر من مدل مشارکت را هم باید مثل بقیه امور واقع در بوته نقد و بررسی گذاشت و دید چه مدلی از بقیه بازده بیشتری دارد. برای پذیرش تغییرات باید ذهنی باز و آماده داشت. به علاوه فضای بحث نیز تا حدی باید باز باشد. منظورم این است که لا اقل در پایان دوره همه بنشینند و نقد و بحث کنند. حالا نه روی شخصیت مدیران بلکه روی ساخت ها و مدل ها. نه فقط روی مدیران بلکه مردم. مثلا ببینند مردم کاشمر در چه مواردی بیشتر شرکت می کنند و نظر خواهی کنند. به نظر من عقل جمع لا اقل یکی از منابع است اگر همه چیز نیست. یک ایده ای در علوم اجتماعی خیلی جا افتاده و آن آموختن از عمل است. یعنی چنین نیست که یک برنامه از بالا باشد و یک عده مجری. بلکه یک طرح کلی هست و این طرح در هر پله از اجرا یک فیدبک می گیرد و اصلاحات می خورد و باز پیش می رود. این نمونه ها تخیلی نیست. مثلا در همین ایران طرح شبکه بهداشت چیزی شبیه به این بوده یعنی طرح نهایی از اول ریخته نشده. آقای بی تقصیر ممنون از توجه شما/ عذر می خوام اگر روده درازی می کنم از احترامه نه از جسارت.
86/02/21
آزمون سترگ انتخاب شهردار درکاشمر
سوابق اجرايي اعضاي اصلي شوراي سوم كاشمر بسيار قابل اعتنا و خوشحال كننده است.سه عضو هيات علمي دانشگاه آزاداسلامي كاشمرندوسابقه رياست دانشگاه رادارا مي باشند.دوعضوسابق حضوردردوردوم شورارادارند.به عبارتي مثلن تجربه دارند.يك نفرشهردار اسبق كاشمربوده و ديگري مدير عامل تعاوني مسكن فرهنگيان كاشمر است.سه دانشگاهي و چهار فرهنگي.مروري بر سوابق فوق بكنيد.با ديدن اين نوشته بايد سطح توقع خودراازاين دور بالا ببريم.ميانگين سني اعضاء نيز بالاست.سطح سوادشان هم بالاست.پنج نفر ازاين تعداد از طريق تبليغات جناحي و سياسي كاري راي آورده اند.چهارنفر چپ ويك نفرراست(جالبه يكي از آن چهارنفر سوابقي راستي دارد و تنها راستي اين دور شورا سابقه چپي دارد!جل الخالق)و دو نفر مثلن مستقل.
اين ها همه راگفتم تابرسم به آزمون سترگ انتخاب شهردار!!.ولي قبل آن بايدگفت: انتخاب هيات رئيسه شوراي اسلامي شهر كاشمر بسيار طبيعي برگزار شد.به عبارتي پيش بيني ها درست درآمد. چهارپست شورا بين چپي ها توزيع گرديد.نوش جانشان.انشاء الله كه خدمت به مردم را معناي دگر ببخشند.برخي مي گويند اين تركيب هيات رئيسه به نفع طيف راست است.برخي هم برعكس آن را مقدمه پيروزي طيف چپ در دور هشتم انتخابات مجلس مي دانند.
و اما تعيين شهردار: از همان ابتداء پيش بيني ها آن بود كه رئيس نظام مهندسي كاشمر و عضو ائتلاف معتمدين كه از ورود به ويلاي خرمشهر بازمانده ، شهردار كاشمر خواهد شد.ولي معتمدين(دوستان چپي)بازي انتخاب شهرداررا طوري ديگرآغاز كردند تابعداز طي كردن پروسه اي نه چندان ساده به فرد مذكور برسند.هر فرد تعدادي را به عنوان افراد شايسته براي شهردار شدن پيشنهاد كرد. پيشنهادات مثلن ازاين فيلتر وآن غربال رد شد.ظن همه اين بودكه اين ياآن شهردار مي شود. ليست لحظه به لحظه و در پي برگزاري هر نشستي كوچك و كوچك تر گرديد.البته واضح و مبرهن است كه در تمام ليست ها نام شهردار منتخب آن چهار نفر(از حق هم نبايد گذشت كه چهار راي براي خدمت به مردم وسوسه انگيز است) هم ديده مي شود. در هفته اي كه گذشت شش نفر در شورا حاضر شدند و برنامه هاي كه تهيه كرده بودند يا برايشان تهيه شده بود را قرائت كردند.گويا پنج نفر اين هفته در ماراتن ورود به عمارت خيابان خاكي به مصاف هم مي روند.اين روزها نام مهندس خباززاده كمترشنيده ميشود.آخرنبايد براي اوحاشيه درست كرد. بهترآن است كه نام هاي ديگر مطرح گردد و اخر الامر...بگذريم.ناز شست چپي ها.يقين كه اين ره به تركستان نخواهد بود.عزيزان اطراق كرده در ويلاي خرمشهر بدانيد همانطور كه ذكر شد سطح توقع راي دهنده گان و مردم شريف كاشمر با توجه به مدارك تحصيلي و مدارج علمي خادمان ويلاي خرمشهربسيار بالاست.آن ها را ناظر خود بدانيد و به چهار سال ديگر بيانديشيد در آن زمان اميد كه مشمول لطف مردم شويد و تحسين و تشويق بشنويد.باور بفرماييد براي من سخت است كه تف و لعنت مردم را در مورد برخي از شما عزيزان بشنوم.مردم فهيمند و هوشيار و اهل دعا و تحسين و نفرين!!اميد كه ويلانشينان خيابان خرمشهر اميدوار باشند در عرصه خدمت به مردم.من كه اميدوارم!چرا كه برابر شعارهاي كه اين عزيزان داده اند اينان تشنه خدمتند نه شيفتگان قدرت.
در حاشيه:
1-نظر دكتر احسني قهرمان در مورد مطلب قبلي: سوال اساسی به نظر من باز هم همان مضمون تکراری است. کسی از طرف مردم وکیل انجام یک کار جمعی می شود یا عده ای که بالا سریشان از "قبل" معلوم است برای مردم و به جای مردم تصمیم می گیرند و مردم با آن ها بیعت می کنند.کمی به کلمه قبل که داخل گیومه است بیندیشید ببینیم معنای آن در نظر شما چیست.
یک نکته هست که ربطی به ایدئولوژی و سیستم اعتقادی ندارد، یک امر تجربی می گوید مردم باید احساس مشارکت بکنند تا برنامه ها پیش برود. اگر نباشد بعدا طرح ها باید "زورکی" پیش بروند و طبیعتا مسئولیت فقط به عهده سروران می افتد و بعدا گلایه خواهند کرد که این قدر متوقع نباشید. این مکانیسم به همین شکل کار می کند هرچقدر که سروران خوب باشند یا مردم فرق نمی کند.دید ما از خبرنگار چیست؟ آدم فضول؟ یا نق نقو؟ یا خبرچین و خبرساز؟بلندگوی سروران؟واقعا بیندیشیم بدون پیش داوری. آیا این واقعیات بخشی از ایدئولوژی خارجی و به همین دلیل شیطانی هستند. ما خودمان شهر و شهرداری را ربط های بی ربط با سیاست داده ایم. بعد اگر یک همشهری برای بهبود شهر خودش پیشنهاد های محلی بده یا یک خبرنگار گزارش های محلی بده می شه سیاسی. چرا؟چرا تهران خوبه؟ اگه خوبه چرا خوب تهران برای کاشمر هم خوبه؟ اگه تهران واسه خودش خوب باشه نمیشه که کاشمر هم واسه خودش یک جور دیگه خوب باشه؟
این سروران خواسته های مردم رو از بهرند و این خواسته ها در حین عمل و اجرای پروژه ثابت می مانند؟اگر تغییر کنند یا اگر اصلاح شوند این رابطه و این حلقه را چه کسانی برقرار می کنند؟ دوستان؟ منتقدین به چه درد می خورند؟ آنها هم گروهی دنبال خرابکاری و به دست گرفتن قدرت برای خودشان هستند؟ من که این سوال ها را می کنم شبهه می اندازم و توی دل مردم را خالی می کنم؟ دنبال انگیزه باید باشیم، اگر جواب های قانع کننده داریم؟ آیا ممکن است کسی در ذهنش سوال پیدا بشود بدون این که قصد سیاه کاری داشته باشد؟ اصلا می شود من از طرف همه حرف بزنم؟ یا باید مجراهایی باشد تا کسانی هرچه بیشتر بتوانند حرفشان را بزنند؟ "ارتباط" به چه معناست؟ دفتر رسیدگی به شکایات مردم؟ این که همه جا هست.
اگر کسانی میز گرد درست می کنند و در مورد برنامه هی شهری صحبت می کنند، اگر این در سالن کنفرانس باز باشد امنیت ملی به خطر می افتد؟
2-نگاهي هم به وبلاگ گلدان بی گل داشته باشيد.اشارتي خاص دارد به مقوله انتخاب شهردار كاشمر
86/02/19
معمای انتخاب شهرداردرکاشمر یا تهران؟
سلام
چندروزی به تاخیر افتاد این مثنوی!روزگار است دیگر.با هم چند مورد را مرورمی کنیم:
بحث انتخاب شهردارکاشمرواردفازنهایی خود شده است. دیروز آقایان ؛ مرادزاده،اسماعیل پور،خباززاده وحسامی برنامه ها وایده های خودرادرجلسه ای غیرعلنی ودرپشت درهای بسته بدون حضور اغیارمطرح کردند.دردو روزگذشته بسیار تلاش کردم تاموافقت ششمین رئیس شورای اسلامی شهرکاشمررابرای حضورخبرنگاران درجلسات معرفی کاندیداهاجلب کنم.موفق نشدم.بااجازه شما یک نمره منفی برای شورای سوم.گلمحمدی منشی این دوره شورامیگفت:درتهران هم جلسات اینچنینی غیرعلنی است.(خداراشکرکه یک چیزدراین دیارشبیه پایتخت است!)ایشان درادامه اظهارداشتند:شاید کاندیداهای محترم تمایلی به حضورخبرنگاران نداشته باشند.وبه عبارتی نخواهند که کسی یا کسانی از برنامه های آنان مطلع گردد.(کاشمر است و این حرف و حدیث ها وبهانه های تمام نشدنی).در مطلب جمعه گذشته نوشتم که جناب خزاعی وخوارزمی خودرا از دورکاندیداشدن خارج کرده اند.شنیده ها حاکی از آن است که مهندس خوارزمی طی مکتوبی خود را کنار کشیده است. امروز عصر قرار است مهندس روشندل وآقایان حسینایی و خزاعی ارایه طرح و برنامه کنند.دیروز در تماس تلفنی با جناب خزاعی متوجه شدم که این بزرگوار تمایلی برای شهردارشدن ندارد.گویا می خواهد امروزشفاهی این مهم را مطرح کند.البته برخی می گویندشایدایشان شهردار شود.در هر حال مهم آن است که از نهم اردیبهشت ماه تاکنون ویلانشینان خیایان خرمشهر به هر دلیل درست یانادرست تمایلی برای حضورخبرنگاران درشورانداشته اند.به این می گویندوفاداری به شعارهای داده شده در ادوار مختلف.به این می گویند : دانستن حق مردم است!ترسم آن است که اینان نیز به فرجام شورای دوم در بحث تعامل باجراید و مطبوعات دچارشوند.گویا این بزرگواران دراولین جلسات درخواست یکی ازخبرنگاران را علی رغم موافقت های ضمنی اولیه رد فرموده اند.شایددیواری کوتاه تر از خبرنگاران یافت می نشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!امید که شورای شهر کاشمردارای روابط عمومی گرددو سخنگویی داشته باشد و سامانه ای اینترنتی بنیان نهد و با مقوله ای به نام مهندسی افکار عمومی آشتی نمایند.امید که نویسنده این وبلاگ زین پس نمراتی درخشان نثار این دورشورا نماید!
86/02/14
الف -ب-جیم های جمعه
سلام/
الف : عين القضات همداني مي فرمايد: عشق روي در خود دارد پس همو شاهد است و همو مشهود ، و عشق خود را شناسد پس همو عارفست و همو معروف ، در هواي خود پرد و شكار از عالم خود كند پس همو شكار است و همو صياد ، آنچه بايدش در عالم خود بايد پس همو طالبست و همو مطلوب ، نظر از خود برندارد و بر كس نگمارد پس همو قاصد است و همو مقصود ،
عزيزي گفته است:
صياد همو دانه همو صيد همو
ساقي و حريف و مي و پيمانه همو
گفتم كه ز عشق او به بتخانه شوم
ديدم كه بت و حاكم بتخانه همو
روزبهان بقلي بزرگ شطح نويس عرفان ايران زمين مي فرمايد::
مجنون روزی سگی بدید اندر دشت
پایش بوسید و گرد او می گشت
او را گفتند مهر سگت باری چیست
گفتا روی به کوی لیلی بگذشت
ب:عزيزان دوهفته نامه آواي كاشمر بارديگر بنده را مشمول لطف خود قرار داده اند و دو مطلب(معرفي كتاب كاشمر و مقاله اي در باره بافت قديمي كاشمر)از سلسله مطالب وبلاگم را درشماره 158 مورخه 10/2/86 در بهترين ستون ممكن درج كردند.دستشان درد نكند و ممنون ازاين حسن نظرشان . اميدوارم در ساير موارد شاهد درج آدرس نوشته و به تعبيري منبع اخذ اثر باشيم.ذكر نشاني اين وبلاگ در حاشيه نوشتار مورد نظر باعث امتنان بنده است.در هر حال براي اين عزيزان آرزوي موفقيت دارم.
ج: سومين شوراي اسلامي شهر كاشمر آزمون سترگ انتخاب شهردار را پيش رو دارد.هرعضو افرادي را براي اين پست كانديدا كردند.افراد جالبي هستند.از شهردار و فرماندار سابق و اسبق گرفته تا رئيس و معاون قبلي و فعلي اين اداره و آن اداره.سيستم طرح اسامي جالب است.اول اعضاء اسامي را طرح مي كنند.سپس جمعي انتخاب مي شوند و اگر افراد كانديدا شده موافق بودند دعوت مي شوند تا در جلسه اي ايده ها و ديدگاه هايشان را براي اعضاء مطرح كنند.چقدر جالب مي شد اگرشورائيان خبرنگاران و ارباب جرايد را در اين نشست ها دعوت مي كردند.يحتمل گروه چپ(ائتلاف معتمدين) حاضر در شوراي سوم برنامه ريزي خاص خود را براي انتخاب شهردار اعمال خواهد كرد.چرا كه چهار راي دارند و به راحتي مي توانند فرد مورد نظرشان را بر كرسي خيابان خاكي بنشانند.شنيده ها حاكي از آن است كه در روز سه شنبه و يا چهار شنبه هفته اي كه در پيش رو داريم از كانديداهاي كه خود كانديدا نشده اند ،بلكه توسط اعضاء نامزد شده اند،دعوت خواهد شد تا برنامه ها و ويژگيهاي خود را برشمارند و راي كسب كنند.گويا خزاعي و خوارزمي خود خواسته از اين دعوت به كنار رفته اند.احتمالن ازآقايان مهندس اسماعيل پور(كه اين روزهااز پست شهرداري رباط سنگ به شهرداري كاشمر منتقل شده)،دكتر صادقي (فرماندار سابق كاشمر )،مهندس روشندل ( سرپرست سابق سازمان تعاون روستايي خراسان شمالي)،هاشم نيا(معاون سابق آموزش و پرورش)،حسامي(شهردار بردسكن)،حسينايي(؟)،شبيري وشايد مرادزاده شهردار فعلي براي اين مهم دعوت شود.
