85/10/28
زیارت در هوای پاک و یک یادداست
سلام.
1- امروز ظهر به زیارت مزار مادر رفتم. سه هفته بود که توفیق حضور بر مزارش نصیبم نشده بود. کوه های دو سوی کاشمر را برف پوشانده است.هوای خوشی است. فاتحه ای می خوانم .این جا مکان غریبی است. همه جمعند. مادر ، عمو ، خاله ، مادر بزرگ وباباجی.دیگران هم اندک اندک به این حلقه خواهند پیوست . حمع مستان.روزی مهمان این حوالی خواهم بود.دیشب باران مهمان آغوش دشت بود. وه که این دشت امروز چه زیباست. دشت های چه فراخ.
2- فردا روز هوای پاک است. همه شعار می دهند. کودکان ماسک بر دهان در حرکتی سمبولیک حقشان را خواهند خواست و تاکید خواهند کرد که به فکر ما هم باشید.همه چیز شعاری است.آلودگی هوای کاشمر چهار برابر حد مجاز است.کارخانه آسفالت در چند کیلومتری شهر در دامنه کوه هر از چند گاه به لطف وزش باد دودش را نثار مجموعه سیاحتی و زیارتی سید مرتضی و مراکز دانشگاهی می کند. صنایع مزاحم هنوز در حاشیه خیابان 46 متری سوهان روح مردمند.تفرجگاه های کاشمر به لطف ندانم کاری از مابهتران ملک خصوصی بعضی ها شده اند.معادن حاشیه جاده کاشمر به ریوش در حال توسعه اند آنچنان که می خواهند.از چگونگی رعایت استاندارد های محیط زیستی در شهرک صنعتی چیزی نمی گویم. از وضعیت قنوات هم نباید چیزی گفت. شاید از سال دیگر مباحث محیط زیستی در کتب درسی وارد شوند.ایران هم که هسته ای شده است و بهمن ماه جشنش را برگزار حواهیم کرد.راستی چه راحت می شود آسمون را به ریسمون بافت .بگذریم روز هوای پاک بر همه گرامی باد.
3- دفاتر یادداشت دوران دانشجویی را مرور می کردم. یادداشت 29 دی ماه 71 را باهم می خوانیم این یادداشت در پی درخواست یکی از دوستان نگاشته شدتا همراه کارت پستالی در نوروز 72 تقدیم یارش شود.:فردا هم به خدا دیر است.امروز نگاهت شور پیران شوریده حال را در ذهنم تداعی کرد.بیا تا با هم گام در بی گامی ها نهیم.عروج کنیم.صعودی از وهم و پندار تا فردای خواستن و توانستن.برخیز .پرواز هدیه کبوتر است به تو.بال از من آسمان از تو.پلنگ خنجر بر پشت.ناله گر این حوالی گشته ای.دلخسته این همه ناله و درد و زخم و زور و زالو.می روی و می کشانی وجودت را به هزارتوی تنهایی ها من.عقربه های آبروانت عقرب کانی خسته دل را می مانند شیدا و شیفته.مات نگاهت .خسته فردایم.چشم بدخواهان دور ازحریم پرمهر تو باد.چشمان شور دور باد.
85/10/26
واگویه ای به بهانه هفته پژوهش
1- توانا بود هر که دانا بود ،این کلام فردوسی بزرگ است.آینده شناسی چون آلوین تافلر تاکید می کند که در عصر اطلاعات به سر می بریم و دانایی قدرت است.کشوری چون ژاپن به لطف سعی و تلاش مردمان سختکوشش توانسته فقر مواد اولیه راجبران کند و با تحقیق و پژوهش گام های بلند در عرصه مختلف توسعه بردارد. به تعبیری توجه ژاپنی ها به عتصر دانایی باعث پیشرفت آنان شده است.ژاپن در قبل از جنگ جهانی دوم توانست به حدی از اقتدار نظامی برسد که عضو متحدین شود و مرتکب آن همه جنایت در شرق آسیا شد، بعد از جنگ نیز ققنوس وار از حاکستر ویرانه ها به در آمد و آنی شده که هست به تعبیری ژاپن جنگدوست صلح دوست گردید!!.
به آلمان هم باید از همین منظر نگریست. مالزی ، اندونزی ، و بسیاری از کشورهای دیگر به لطف نیروی انسانی کارآمد و متخصص در حال سیر آفاق و انفس هستند. کیست که بر اهمیت پژوهش واقف نباشد؟
و اما در ایران دیار فرزانگانی چون بوعلی سینا ، رازی ، بیرونی و هزاران ستاره تابناک دیگر ، پژوهش چه جایگاهی دارد؟ به کتابخانه ها و ویترین موسسات پژوهشی و بایگانی مراکز آموزش عالی نگاهی بیافکنید چه می بینید؟ پایان نامه ها و طرح های که در گذر زمان پذیرای چند میلی متر و یا چند سانتی متر خاک و غبار شده اند.
این همه بی توجهی به پژوهش عجیب است.به تعبیر دکتر زیبا کلام « ما چگونه ما شده ایم؟»
2- راستی سهم پژوهش و تحقیق در بودجه سالیانه این مملکت به چه میزان است ؟ آیا از یک درصد بیشتر است؟در اجرا و به فرجام رساندن طرح های پژوهشی شعور مهم تر است یا شعار ؟چرا مغزهای ما به این سو و ان سو می روند.؟ حکایت فرار مغز ها چیست؟ در سالیان اخیر شاهد درخشش ایرانی در حوزه های مختلف بوده ایم.حرفی نیست.ولی آیا این تمام بضاعت ماست؟دوستی می گفت :پژوهش شعار می خواهد و دوصد چندان شعور و در کنار این دو شور می خواهد.عزیزان از نظر شعار کم نداریم.الی ماشاءالله.می توانیم صادرات هم داشته باشیم. در بعد شعور هم که شکر خدا پر بدک نیستیم. شعور ایرانی جماعت که شهره آفاق است.ولی به طور قطع در بحث شور و شورآفرینی بد جوری مشکل داریم.جشنواره بسیار داریم.در المپیادها ی بسیار حماسه سازی می کنیم و قدر قدرت هستیم وبرای دانشگاه های معظم دنیا و مراکز تحقیقاتی کادر سازی می کنیم.بروید وبه آمار مهاجرت مبتکرین و شاخصین المپیادها گوشه چشمی بیافکنید.
3- توسعه پایدار هر سرزمینی به تعبیری منوط به تخصص نیروهای انسانی آن سرزمین است. برنامه ریزان توسعه باید مراکز اموزش عالی بی سوادی راریشه کن کنند(ایران حداقل 5/8 میلیون بی سواد دارد و این سوای کم سوادها و بد سوادهاست.).زیرساخت های بسط و گشترش علم را فراهم کنند.
به مدارس دیارتان سری بزنید.چند مدرسه دارای کتابخانه هستند؟ از اتاق پردازش و کافی نت در مدارس چیزی نمی گویم.به دانشگاه ها سری بزنید چه ارتباطی میان دانشگاه وارکان کشور برقرار است؟از ارتباط دانشگاه با صنعت چیزی نمی گویم.برای ترویج پژوهش همه چیزداریم.حتی «نادر» و « اسکندر» هم داریم.فقط شور آفرینی نداریم.همتی باید و بس.
85/10/24
گاو مش قاسم +محیط زیست و جنگ
1- تولد خالق گاو : غلامحسين ساعدي متولد 24 دی ماه 1314 از پايهگذاران نمايشنامهنويسي مدرن ايران محسوب می شود. نخستين آثارش را از 1334 در مجلات ادبي بهچاپ رساند و بهعنوان نمايشنامهنويسي برجسته با نام مستعار "گوهرمراد" شهرت يافت. در نوشتههايش مسائل اجتماعي را مورد توجه قرار ميداد. آثار ساعدي دستمايهي فيلمهايي نيز قرار گرفته است كه ازجملهي آنها، فيلمهاي "گاو" (ساختهي داريوش مهرجويي،( 1348)، "آرامش در حضور ديگران" (ساختهي ناصر تقوايي، 1349) و "دايرهي مينا" )ساختهي داريوش مهرجويي، 1353) را ميتوان نام برد. او در دوم آذرماه سال 1364 درگذشت و در پاریس در گورستان پرلاشز بهخاك سپرده شد.
2- دیدگاه دکتر مجتهد زاده : دولت بوش كه در دست صهيونسيتهاست در شرايطي خود را قرار داده كه ميتواند دست به اقدامات جنون آميز بزند. براي عراق، ايران، سراسر منطقه و ايالات متحده اين وضعيت بسيار خطر آفرين است و ... هر لحظه انتظار هر اتفاقي را بايد داشت. نكته بسيار جالب در اين ميان يكساني شرايط فعلي و وضعيت آمريكا در ويتنام است كه امروز نيز آمريكا سعي ميكند مانند گذشته گودال عراق را همانند زمان جنگ ويتنام عميقتر كند. دكتر پيروز مجتهدزاده، استاد دانشگاه و رييس موسسه يوروسويك لندن با بیان این مطالب به ایسنا می گوید: بوش ميگويد قتل و مرگ عمده نيروهاي آمريكايي ناشي از حملات گروههاي سني است و اين در حالي است كه حتي او هم ميداند كه ايران بايد به كلي از مرحله پرت باشد كه به گروههاي سني كمك برساند. با اين حال به جاي اينكه فكر كند كه اين گروهها چگونه پشتيباني ميشوند نتيجه ميگيرد ايران را تحت فشار قرار دهد تا از اين طريق مشكل خود را حل كند. در اين مسير افرادي مانند توني بلر، نخست وزير انگليس و ملك عبدالله، پادشاه اردن دست در دست رهبران اسراييل توطئهاي با هدف بدنام كردن شيعيان دنبال ميكنند و تبليغات گستردهاي در مورد هلال شيعي و خطرات آن پديد آوردهاند كه جز تخيلات صهيونيستي براي تفرقه در جهان اسلام و در برابر هم قرار دادن شيعه و سني هدفي ندارد. بوش ميخواهد اين بحران عظيم را براي جانشين خودش حفظ كند؛ چون عقب نشيني به معني اعلام رسمي شكست است و لذا مشخص است كه آمريكا تصميم گرفته بحران را عميقتر كند تا از اين طريق با نام بدترين رييس جمهور آمريكا وارد تاريخ نشود.
3- حیات وحش ایران :مجله جهان کتاب در شماره 209-211 در صفحه 8 کتاب« مجموعه حیات وحش ایران »اثر دکتر اسکندر فیروز را معرفی کرده است.نویسنده به عنوان « پدر محیط زیست ایران » در سطح بین اللملی مشهور است. اوکتاب : The complete founa of Iranرا در لندن توسط انتشارات تاروس در سال 2005 به چاپ رسانده است. کتاب با استقبال چشمگیر در سطح جهانی مواجه شده است. دکتر فیروز اولین رئیس سازمان« شکاربانی و نظارت بر صید » در سال 1346 بود. وی این سازمان را در سال 1350 به « سازمان حفظ محیط زیست » تبدیل کرد.در سال 1353 قانون « حفاظت و بهسازی محیط زیست » با زحمات امثال او به تصویب رسید. قانونی که هنوز بوی کهنگی به خود نگرفته و در کشور جاری است. دبیرخانه « کنفدراسیون حفاظت از تالاب های مهم بین المللی و زیستگاه پرندگان آبزی» او را « پدر تالاب ها » لقب داده است.از دوستانی چون استاد درویش می خواهم که بگویند :آیا این کتاب ترجمه شده است.در هر حال امیدورام چشممان به جمال این اثر روشن شود. در هر حال دوستداران محیط زیست را به مطالعه این مقاله دعوت می کنم.
85/10/22
بوی جنگ + باغ مظفر و دو نقطه
سلام / می خواهم شاد تر از همیشه باشم.نمی توانم.باید به حداقل رضایت داد.
1- باغ مزخرف مظفر شروع شده، برای شنیدن و دیدن جدیدترین روش تلویزیون در حوزه تبلیغات باید مزخرفاتی را در قالب سریالی به اصطلاح طنز ببینی و دم برنیاوری. امشب تبلیغات گچ و ماست رویت شد.شب های قبل از فرش گفتن و انواع شیر و ماست و..! به نظرم مهران مدیری خواسته و ناخواسته دارد تکرار می شود.بدجوری در حیطه ابراز وجود و ارایه خلاقانه طنز درگیر شده است. باید اعتراف کنم که دخترکانم بد جوری شیفته این سریال شده اند و دم به ساعت می گویند: تو غلط می کنی!!!
2- همایش ملی مهندسی دیگر چه صیغه ای است؟ چند روز پیش یکی از دوستان می گفت : چرا برای هر حرفه و فن و صنفی سندیکا و نظام مهندسی وجود دارد الا برای حوزه مهندسی فرهنگی!!! اصطلاح جالبی است نظیر مهندسی افکار عمومی!!اخبار روز اول همایش را مطالعه می کردم که چشممان به این جمله نغز افتاد.جناب بنیانیان رییس حوزه هنری فرموده اند که : بخش مهمي از مشكلات ما اين است كه عرصهي حوزه و دانشگاه و اجرا بهطور جزيرهيي در عالم خود زندگي ميكنند و ما تقاضايي براي حل اين معضلها نداريم و تا اين تقاضاها ايجاد نشود و براي مديران اجرايي سوال پيش نيايد و مديران اجرايي ملتمسانه از حوزه و دانشگاه تقاضا نكنند، اتفاقي نميافتد. من صميمانه آرزو ميكنم قبل از اينكه نفت تمام شود، بدانيم كه راه افزايش تحقيقات، ايجاد نظارت فرهيختگان جامعه و احياي امر به معروف علمي است. نظر شما چیست؟
3- بوی جنگ هم چنان فضا را فرا گرفته ، دستگیری اعضای کنسولگری ایران در اربیل را باید چگونه تعبیر کرد؟ صحبت های بوش و مثلا راهبردهای جدیدش یعنی چه؟ خدا کند عقلانیت در جامعه گسترش یابد.![]()
![]()
4- واما شعرواره های یک مرد تنها:سرگردان/میان کوه و دشت/در حسرت رود و دریا/سنگ می شوم/اسیر خواب پروانه ها/به رفته گان هفت هزار ساله می اندیشم/ بنالم و یا به زهرخندی تلخ دچار شوم؟/راستی از چه می نالد این درخت پیر؟/شوریدگی کبوتران چاهی از چیست؟/برگ های پاییز را دریابید/عشق رفتنی است/وحصار قلب تو چه سبزینه ای دارد در هنگام سرگردانی من!!!
85/10/20
یادی از سه ستاره
1- در روز 20 دی ماه سال 1230 خورشیدی میرزا محمد تقیخان امیرکبیر نخست وزیر ایران در دوره ناصرالدین شاه قاجار به دست عوامل شاه جان سپرد . او پسر « قربان » ، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت مشغول گشت و مورد عنایت مردان سیاسی قرار گرفت . در مدت کوتاهی که امیرکبیر صدراعظم بود (در حالی که ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) با نبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد. از جمله اقدامات او می توان به : ایجاد امنیت و استقرار دولت. تنظیم قشون ایران . ایجاد کارخانههای اسلحهسازی برای بالا بردن توان دفاعی ایران . اصلاح امور قضایی. جرح و تعدیل محاضر شرع. تأسیس چاپارخانه ، تأسیس دارالفنون ، نشر علوم جدید ، فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات و تدریس در ایران. استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آن ها با ایرانیان. ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی ، ایجاد روزنامه و انتشار کتب ، ترویج ساده نویسی و لغو القاب ، بنای بیمارستان و رواج مایه کوبی همگانی ضد آبله ، مرمت ابنیه تاریخی ، مبارزه با فساد و رشوه خواری ( که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایرانیان رخنه کرده بود )، تقویت بنیه اقتصادی کشور ، ترویج صنایع جدید ، فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط استاد کاران اصفهانی ، استخراج معادن ، گسترش کشاورزی ، گسترش بازرگانی داخلی و خارجی ، کوتاه کردن دست بیگانگان از امور کشور ، تعیین روش سیاسی معینی در سیاست خارجی ، اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه کشور اشاره کرد .اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر سبب شد که گروهی استفادهجو ، بنای تحریک نسبت به وی بگذارند تا جایی که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه گرفتند او را در حمام فین کاشان در ربیع الاوّل سال ۱۲۶۸ توسّط حاجی علی خان حاجب الدوله کشتند.
2- دو رباعی از شیخ ابوسعید ابوالخیر تقدیم می گردد:
ÿ از واقعهای ترا خبر خواهم کرد
و آنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد
ÿ گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
3-استاد علی دوانی هم رخت سفر بربست.چه باید گفت؟فاتحه ای نثارش باید و امید که مادر دهر چو او بزرگ مردی دگر بزاید.
85/10/19
مطالعه
سلام
مطالعه بهترین روش برای پر کردن اوقات فراغت است. این روزها درگیر همان امور تکراری زندگی ام ولی با پوست کلفتی تمام این چند روزه همه کارها را رها کردم و رفتم به عوالم دوست داشتنی کتاب و قلم و دفتر.آن چه عرضه می گردد گذری براین دلخوشی هاست:
1- شماره 56 بخارا دیروز رسید. چند روز قبل با دفتر نشریه تماس گرفتم و به روز شدن بخارا را تبریک گفتم. بعد از جدایی خانم ساطعی از آقای دهباشی باید اذعان کرد که سرعت عمل و انرژی جناب دهباشی برای انتشار بخارا دو چندان شده است. حالا این نشریه به روز منتشر می شود. حتی شب های بخارا برگزار می گردد و به لطف همکاری مراکزی چون خانه هنرمندان شاهد گسترش این شب ها هستیم. جالب تر آن که مقالات مطروحه در هر شب خوراک شماره ای از نشریه میگردد. آن گونه که دفتر نشریه اعلام کرد به زودی سی دی این شب ها ( که در عمل بزرگداشت ادیبان داخلی و خارجی است ) پخش خواهد شد.نکته قابل توجه به روز شدن سایت نشریه است. شماره 56 ویژه نامه ی ویرجینیا وولف است. بیش از این دهباشی در سمرقند ویزه نامه را به وولف اختصاص داده بود.این شماره در ادامه همان کار است و بیانگر توان خارق العاده دهباشی است در تقابل با فردی که روزگاری قرار بود یار و یاور او باشد.
2- نقدهای فتح الله بی نیاز را مشتاقانه مطالعه می کنم. چند روز پیش کتابی از او با نام « افعی ها خودکشی نمی کنند» را خواندم.فردی در ترکیه در اقدامی جنون آسا عده ای را می کشد.دانشمندی با بهره گیری از پیشرفت علم در بازخوانی اطلاعات ذخیره شده در مغز افراد به کارآگاه این پرونده کمک می کند تا قاتل شناسایی گردد.او و دانشمندان هم کارش متوجه می شوند که مقتولین و حتی قاتل دارای خاطراتی از جنگ جهانی دوم هستند. گویی این افراد سابق بر این با نام و هویتی دیگر بر این کره خاکی زندگی کرده اند و حالا بنا بر قاعده تناسخ در کسوت و کالبدی دیگر به این دنیا آمده اند.همه زخم خورده جنایتی چون جنگ جهانی دوم هستند. و در نهایت کتاب « کهن ترین داستان عالم»اثر رومن گاری جواب این زخم خوردگی است.این سوال طرح می شود که :آیا شر در هستی و نهاد خود انسان هاست؟یا روابط و مناسباتی که بین آنها وجود دارد؟ البته داستان گاری مربوط به تداوم ترس خیاطی یهودی از نازیسم است. او 15 سال بعد از جنگ در لاپاز بولیوی همچنان بنده و عبد دژخیم خود است . دژخیمی که او را در دوران اسارتش به بدترین نحو ممکن شکنجه می دهد. این داستان هم گوشه چشمی به تناسخ دارد.او در پاسخ دوستش که : چرا با او خدمت می کنی ؟ می گوید :قول داده که دفعه دیگر با من مهربان تر باشد.
3- بالاخره چشممان به جمال فصل نامه ی ادبی داستانی « خوانش » روشن شد. شماره سوم و چهارم در یک مجلد به تاریخ پاییز و زمستان 85 منشر شده است. در گذری به نشر امام در چهار راه دکترای مشهد نشریه را دیدم.خبر انتشارش را شنیده بودم ولی همان مشکل عدم پخش نشریات به نحو مطلوب در شهرستان ها باعث عدم رویت این فصل نامه شده بود..نشریه به همت کرمانی های عزیز منتشر می شود. هنوز کامل مطالعه اش نکرده ام. علاقه مندان می توانند برای رفع کنجکاوی خود و خواندن مطالب مورد علاقه شان به سایت نشریه به نشانی فصل نامه خوانش مراجعه کنند.
85/10/17
علی و تقدیر
1- از مکه تماس گرفت. روبروی حجرالاسود ایستاده و می گوید : گوشی را به طرف خانه خدا گرفته ام هرچه دل تنگت می خواهد بگو.اشک و لبخند .آهی از سینه.چیزی در درون به فغان امده.خدایا...!لحظاتی خوش و روحانی و در پایان درخواست دو رکعت نماز.دقایقی بعد برای دوستی پیام می فرستی. عزیزی از غرب کشور. پاسخ می دهد : در جوار خانه خدا دعاگویت هستیم. عید را تبریک می گوید. سریع با او تماس می گیرم. تقدیر امشب من آه کشیدن است. از او نیز التماس دعا دارم. می گوید : در پشت مقام ابراهیم ایستاده ام. از او نیز درخواست دو رکعت نماز دارم.در لذت سکر آور این دو تماسم که پیامی می آید که با من تماس بگیر. با بی اعتنایی برخورد می کنم. شماره برایم نآشناست. دوباره اصرار بر زنگ زدن دارد. از روی بی خیالی تماس می گیرم. یکی از دوستان است. متلکی بارش می کنم. می خندد. می گوید اگر دعایی چیزی داری بگو. با تعجب می پرسم کجایی ؟ جوابش را حدس بزنید. او هم در جوار خانه خداست.زیر مهتابی سبز. دارد آب زمزم نوش جان می کند. خدایا این چه تقدیری است امشب؟او هم قول دو رکعت نماز می دهد.
2- عاشقان عیدتان مبارک باد.دقایقی قبل تعداد اس ام اس های واصله از مرز 120 گذشت.همگی بلااستثناء حاوی تبریک عید غدیر بود.دوستان از کاشمر ، مشهد ، تهران ، بردسکن وووو و حتی یکی از دوستان از مکه. پیام ها را در برگه ای می نویسم . برخی تکراری و برخی خاص و خواندنی. هر یک از دوستان و آشنایان فراخور حال و هوایشان متن و تصویری را ارسال کرده اند.
برایم جالب است این همه عشق و علاقه به انسانی والا به نام علی.یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد. به صحرا رفتم عشق باریده بود عشاقی دیدم علی وار در سماع.راز هستی به کف داشت علی.او کیست ؟ تلالو نور و عاطفه.عشق و شیدایی و شوریدگی و قاطعیت .نمی دانم علی ، علی است.

