84/08/29
معرفی کتاب " مرز آسمان بین " در سایتwww.irdc.or
خاطرات شش تخریب چی دفاع مقدس منتشر شد//کتاب " مرز آسمان بین " با موضوع زندگینامه و خاطرات شش تخریب چی دفاع مقدس با حمایت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به چاپ رسید.کتاب " مرز آسمان بین " با قلم راضیه رضا پور در 144 صفحه با شمارگان 3000 نسخه توسط کنگره بزرگداشت سرداران و 23 هزار شهید استان خراسان منتشر شد.
در بخشی از این کتاب آمده است: سردار شهید حسین هرمزی سال 44 در روستای محمد آباد به دنیا آمد هنوز سیزده سال بیش نداشت که در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت می جست پس از پیروز ی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به جبهه رفت اواخر سال 63 به واحد تخریب سپاه پاسداران دفاع انقلاب اسلامی پیوست. مدتی جانشین فرمانده گردان اسدا.. و زمانی مسول بسیج خلیل آباد و مدتی هم جانشین گردان نازعات بود. پس از اتمام جنگ با وجود داشتن همسر و سه فرزند هنوز میان خلیل آباد و مقر گردان نازعات در غرب کشور در تردد بود تا بالاخره در دوم دی ماه سال 73 پس از انجام آخرین ماموریت در مرز آسمان بین بر سر انفجار مین به درجه رفیع شهادت نائل شد.
همچنین محمد رضا عبدی فرزند محمد تقی در سال 45 در بخش خلیل آباد کاشمر دیده به جهان گشود پدرش خادم مسجد جامع خلیل آباد و مادرش مدرس قرآن بود در سال 55 با وجود سن کم در فعالیت های ضد رژیم شرکت نمود سال 59 با شروع جنگ تحمیلی تحصیلاتش را که تاسی کل بود نیمه تمام رها کرد و عازم جبهه شد در جبهه در واحد تخریب لشکر 5 نصر به عنوان تخریب چی فعالیت کرد مدتی نیز برای ترویج انقلاب اسلامی به سوریه و لبنان سفر کرد اما پس از شش ماه دوباره به جبهه بازگشت و در عملیتهای والفجر 8، کربلای 4 و 5 به عنوان جانشین واحد تخریب لشکر 5 نصر، شرکت کرد. سرانجام در تاریخ 6 دی ماه سال 65 در حال انتقال پیکر شهدا در منطقه عملیاتی کربلای 5 به شهادت رسید.
به گزارش مهر، شهید علیرضا عامری در سال 34 روستای هفت خانه کاشمر و در خانواده مذهبی بدنیا آمد از شش سالگی به دبستان رفت فعالیت سیاسی خود را از سیزده سالگی که مصادف با قیام مردمی علیه رژیم طاغوت بود، با توزیع اعلامیه و دیوار نوشته هایی علیه شاه آغاز کرد در دبیرستان جزو انجمن اسلامی دانش آموزان کاشمر شد و با شهیدان سبیلیان، توانگر، هادوی، حیدری و غیره آشنا شد در همین زمان با روابط عمومی سپاه کاشمر ارتباط پیدا کرد و در مبارزات منافق ستیزانه و کشف توطئه های مجاهدین خلق کاشمر شرکت جست با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت پس از طی دوره آموزشی در بیرجند به گروه تخریب پیوست و در عملیات محرم، رمضان، والفجر 1 ،2 و 3 نقش به سزایی ایفا کرد. همزمان با حضور در جبهه تحصیلات خود را نیز ادامه می داد سرانجام در تاریخ 9 مرداد سال 62 در عملیات آزاد سازی مهران " والفجر 3" در حالیکه مسوول دسته تخریب لشکر 5 نصر بود به شهادت رسید.
شهید محمد رضا هادی فرزند اسماعیل در سال 47 در روستای فروتقه (انصاریه کاشمر) متولد شد. با شروع انقلاب در تمام تحرکات ضد رژیم شرکت کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج به عضویت آن در امد و در آغاز جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شد. وی در کسوت تخریب چی در عملیات های مختلفی شرکت کرد تا سرانجام به عنوان مسوول محور تخریب تیپ 18 جواد ائمه (ع) در منطقه عملیاتی مهران به شهادت رسید.
شهید مرتضی بهاری اول اسفند 47 در کاشمر و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات راهنمایی وی مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی و صدور فرمان جهاد سازندگی امام خمینی (ره) بود وی نیز علاوه بر تحصیل به روستاهای اطراف کاشمر می رفت و در امر کشاورزی به آنها کمک می کرد.
وی در انجمن اسلامی دانش اموزان نیز فعال بود. در سیزده سالگی با دست بردن در فتوکپی شناسنامه اش راهی جبهه شد. پس از 5 سال حضور مداوم وی و شرکت در عملیات های مختلف به عنوان تخریب چی لشکر 5 نصر بالخره در تاریخ 28 مهر ماه 65 در جزیره مجنون در حین ماموریت به شهادت رسید.
شهید علیرضا حسن نیا در بهار 41 در خلیل آباد متولد شد در سال 58 عضو انجمن اسلامی دانش آموزی کاشمر شد و شروع به مطالعه کتب شهید مطهری، شهید دستغیب و غیره کرد با آغاز جنگ به جبهه اعزام شد و بالخره به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
همچنین آلبومی از تصاویر و عکس های شهیدان نیز ضمیمه کتاب شده است
84/08/29
سیری در باورهای مردم کاشمر
سیری در باورهای مردم کاشمر
- مذموم بودن و گناه دانستن "دور ریختن نان" و یا "لگد کردن نان": از این عمل به عنوان کفران نعمت نام برده شده است چرا که تكهای نان ميتواند گرسنهای را سير كند و یا حتی از مرگ او جلوگیری نماید. گاشمری جماعت بسان سایر مردم ایران نان فتاده بر زمین را بر میدارد. می بوید و در گوشه ای می نهد.
- حفظ حرمت نان و نمک: به کسانی که توسط افراد خیر اطعام میشدهاند توصیه میشده است که عمل ناروائی در حق آنان روا نداشته و سپاسگزار عمل نیک آنها باشند. این سپاسگزاری در زمان حاضر تغییر صورت داده است؛ بدین معنی که هر گونه نظر و یا عقیده ای مخالف نظر میزبان ، شکستن حرمت نان و نمک خوانده میشود. عده ای از همین ويژگی فرهنگی استفاده کرده و با دادن شام یا ناهاری رای و نظر دیگران برای اهدافی که در پیش دارند میخرند، (شام یا ناهار انتخاباتی).
- تقريبا كليه نذرهای مذهبی مانند سفرهی ابوالفضل (س)، ختم انعام ، شله زرد، حلوا و قربانی كردن گوسفند همه در راستای سير كردن مدعوین و مستحقان است.
- سرخ نگاهداشتن صورت با سیلی؛ سرخی گونه نشانهای از تغذيه خوب و تغذيه خوب مستلزم داشتن پول و پول نشان آبرو و احترام بوده است. این اصطلاح در مورد کسانی بکار میرود که علی رغم فقر خود ، ظاهرشان را حفظ میکنند. در کاشمر حرف مردم خیلی مهم است پس باید صورت را سرخ نگه داشت.
- «كاش يك مهمان بيايد تا ما يك غذای سير بخوريم» این اصطلاح نشان میدهد که مردم برای حفظ آبروی خویش مجبور ند ولو در اوج نداری و فقر برای مهمانشان غذای چرب و نرمی تدارک ببینند. بنابراین به برکت وجود مهمان، افراد خانواده نیز غذای بهتری میخوردهاند.
- نیم سیر کردن کودکان قبل از رفتن به مهمانی؛ بسياری از مادران قبل از رفتن به مهمانی در جهت حفظ آبروی خود فرزندانشان را نيم سير كرده و به آنها سفارش ميكنند كه تا به آنها تعارف نشده ، دست به غذا و ساير خوراكيها نزنند.
- داشتن اتاقی به نام اتاق مهمانخانه که اکنون پذیرائی خوانده میشود، تهیه بهترین و متنوعترین غذاها در مهمانیها، استفاده از بهترین سرویسهای غذا خوری و بهترینهای هر چیز برای مهمان.
-از آنجا که بارزترین علامت دارائی و ثروت اغذیه و اطعمه است ، هيچ چيز باندازه نبودن غذا و ميوه و شيرينی در خانه، هنگامی كه كسی سر زده وارد ميشود باعث خجالت و از بين رفتن آبرو نميشود. و از آنجایی که بیشترین محبت به مهمان، سیر کردن اوست، امروزه نیز هیچ چیز به اندازه غذا دادن به افراد، یعنی مهمانی دادن نشان محبت قلمداد نمیگردد. اصراری كه امروزه در بین ما در رابطه با پرداخت پول غذای يكديگر رایج است نیز ریشه در همین پدیده دارد. با کمی توجه میتوان دید که تقريباً این اصرار در مورد هیچ کالای دیگری دیده نمیشود.
- از آنجایی که دست زدن به غذا نشانهی گرسنگی و اعلام گرسنگی معادل بیآبروئی بوده است ، مردم در کاشمرسعی میکنند تا اوج گیری تعارفات از سوی میزبان دست به غذا نزنند. در نتيجه میزبان، مجبور بوده است مهمان را با اصرار وادار به خوردن نماید. هر چه مهمان مقید تر به حفظ آبروی خود بوده، دیر تر اصرار میزبان را پذیرا میشده و بدین ترتیب تعارف یا اصرار و انکار در میان اجداد ما بوجود آمده و بتدریج در تکرار خویش تبدیل به عادت گشته است.
این رفتارها و آداب با عناوین زيبای چون :مهمان نوازی، خوش برخوردی، خونگرمی، مردم داری و احترام ... در میان اهالی کاشمر به وفور دیده می شود .
84/08/28
حاشیه ای بر توسعه کاشمر
موفقیت در یک کار گروهی مستلزم دارا بودن ویژگیهائی از جمله "تحمل انتقاد و نظر مخالف" ، "پذیرفتن اشتباهات خویش"، " قبول حضور دیگری و احترام به نظرات او"، "احساس مسئولیت و وظیفه شناسي"، "رعایت قوانین و مقررات"، "ارجح دانست منافع جمع بر منافع شخصی" و... است. عدم وجود این ویژگي ها در دیار ما بانضمام خصوصیات دیگری هم چون: "عدم صراحت بیان"، "برحق ديدن خود"، "رفیق بازی و گروه بندی"، "در هم آميختن احساس و عقيده"، "نیاز مبرم به مطرح شدن"، و ... ، مانع از توسعه همه جانبه این دیار می شود. این عواما مانع از آن میشود که بتوانیم در کارهای جمعی از هر نوع آن، چه فرهنگی ، اقتصادی و یا اجتماعی و حتی ورزشی به موفقیتی در خور شان کاشمر دست یابیم. شاید تعدد گروه های تاثیر گذار پنهان و عیان سیاسی و فرهنگی را بتوان به ویژگیها فوق مرتبط دانست. این خصوصیات ه باعث میشود مدت کوتاهی پس از شروع یک کار گروهی اختلافات آغاز گردد و کس یا کسانی از گروه جدا شوند ( به تجربه شورا در شهر کاشمر بنگرید ). این افراد یا به تنهائی و یا با چند تن دیگر دست به تشکیل گروهی جدید میزنند. دیر پا ترین گروهها معمولا گروههایی هستند که از یک و حداکثر دو نفر تشکیل میشوند. 
در این میان کسانی که بیشتر در پی اهداف فرهنگی هستند و بنا به دلایلی كمتر آلوده به ویژگیهای مانع شونده کار جمعی میباشند، يا بايد با تساهل و تسامح؛ یعنی خون دل خوردن به كار گروهی ادامه دهند و يا اينكه قبل از فرسودگی کامل به گوشه انزوا پناه ببرند و به اين نتيجه برسند كه در تنهايی بهتر ميتوان كار كرد و مثمرثمر بود.
بعض مدیران همیشه در ترس از مافوق خود و هر کس که بتواند زندگی و پست آنان را تحت تاثیر قرار دهد، بسر میبرند. این ترس باعث میشود که افراد در پی جلب رضایت یکدیگر و به خصوص مافوقان خویش برآیند .آنان به سرعت خط و جهت زندگی خود را در ابعاد مختلف تغییر می دهند. ( می گویید نه ؟ لطف فرمایید و نگاهی به تغییرات سیاسی اخیر شهرمان داشته باشید. متوجه می شوید که بسیاری از آنوری های سیاسی به این وری های سیاسی تبدیل شده اند . اینان به راحتی به یاران چذشته خور پشت نموده اند و لابد فردا هم در پی وزش نسیمی دگر باز هم تغییر جهت می دهند بدون آن که یادشان باشد که مردم بسان یک ناظر جامع الشرایط عمل می نمایند و تمام اعمال آنان را نظاره گرند و کلام آنان را به یاد دارند. این معضل را در رده های مختلف مدیریتی این شهرستان می توان دید). این جلب رضایت، هم از طریق بیانی "بله قربان گفتن و تعریف و تمجید" و هم از طریق رفتاری " تعظیم و تکریم و دست بوسی و ..." انجام میگیرد.
اما از آنجا که "ترس"، از قدرتمند و فرادست یک موجود هولناک و از فرودست یک موجود ضعیف و ترسو در ذهن مجسم میکند و این چندان مطلوب نیست، جای آن را با "احترام" عوض کردم و با این جایگزینی فرادست به یک "مراد و محبوب" و فرودست به "یک مرید صادق" تغییر چهره دادند. طبیعتا وقتی "تعریف و تمجید"، "تمکین به خواستهها" و "موافقت بی چون و چرا با نظرات" احترام تلقی شد، نه تنها همگان از شنیدن تعریف و تمجید و اظهار موافقت با خواستهها و نظرات خود- گاه حتی علی رغم آگاهی از نادرست بودن آن- سرخوش و راضی میشوند، بلکه در جهت "ابراز احترام خویش به یکدیگر"، از همین ابرازها سود میجویند که این نیز اغلب اوقات بدون تمایل باطنی صورت میگیرد. و این همان دروغگوئی و یا عدم صراحت بیان است.
از طرفی وقتی "تعریف و تمجید و موافقت بی چون و چرا" احترام نام گرفت، "انتقاد و مخالفت با عقیده" نیز "توهین" قلمداد میشود؛ و طبیعتا کمتر کسی توهین را تحمل خواهد کرد (عدم تحمل انتقاد و نظر مخالف). مسلما تا زمانی که صراحت بیان را بی ادبی و گستاخی بدانیم صراحت در گفتارمان نخواهیم یافت، و تا زمانی که انتقاد را توهین تلقی کنیم، آنرا نیز بر نخواهیم تابید و تا هنگا میکه دفاع از آشنا و دوست و یا بزرگتر را به "معرفت داشتن، رفیق نوازی، حفظ حرمت موی سپید" تعبیر کنیم. حرمتهائی که حفظ آن در بسیاری از مواقع به زیر پا گذاشتن حق دیگری منجر میگردد، "دفاع از حق" و "انصاف" جائی در میان ما پیدا نخواهد کرد.
با کمی دقت میتوان دید که بسیاری از روابط دوستانه و صمیمانه ما بر پایه همین سازش و سکوتها و تعریف و تمجیدهای دروغین استوار شده است و چنین است که گاه بیان نازک تر از گلی، حتی در حد یک سوال یا توصیه اخلاقی، به برهم خوردن دوستیهای چند ساله منجر میگردد. و این پدیده تازهای در بین ما نیست، شمس تبریزی هفتصد سال پیش به این مطلب چنین اشاره کرده است: " با مردمان به نفاق میباید زیست، همچنان که راستی آغاز کردی به کوه و بیابان باید رفت" .
حقیر با این باور که" کاشمری ها اهل توسعه نیستند " مخالفم . کاشمری ها جربزه خود را در عرصه های مختلف به منصه ظهور گذاشته اند. ویژگیهای مخرب ذکر شده اکنون به یکی از بزرگترین عوامل عقب ماندگی کاشمر این دیار اساطیری خراسان تبدیل شده اند و فاجعه از این نقطه آغاز میگردد..
کاشمر بدون شک به یک خانه تکانی فرهنگی احتیاج دارد ، باید چشم ها را شست و طوری دیگر پیرامون و مردم را دید. کاشمر نیازمند طرح آمایش سرزمین است . کاشمر باید راهکارهای تئوریک توسعه را تجربه نماید. باید باور کنبم که انگور و کشمش با انتزاع خلیل اباد دیگر جایگاهی در توسعه این دیار ندارد. باید باور کنیم که توسعه کاشمر 1400 مبتنی بر میراث فرهنگی ، اکو توریسم ، گردشگری و طبیعت گردی است. (این جا دومین شهر زیارتی هراسان است و دارای جاذبه های بی نظیر طبیعی و ده ها اثر تاریخی دیدنی است) باید به کاشمر از زاویه معدن و صنایع مربوط به ان نگاه کنیم البته اگر تا سالی دگر شاهد ایجاد شهرستان کوه سرخ نباشیم . 




موفقیت در یک کار گروهی مستلزم دارا بودن ویژگیهائی از جمله "تحمل انتقاد و نظر مخالف" ، "پذیرفتن اشتباهات خویش"، " قبول حضور دیگری و احترام به نظرات او"، "احساس مسئولیت و وظیفه شناسي"، "رعایت قوانین و مقررات"، "ارجح دانست منافع جمع بر منافع شخصی" و... است. عدم وجود این ویژگي ها در دیار ما بانضمام خصوصیات دیگری هم چون: "عدم صراحت بیان"، "برحق ديدن خود"، "رفیق بازی و گروه بندی"، "در هم آميختن احساس و عقيده"، "نیاز مبرم به مطرح شدن"، و ... ، مانع از توسعه همه جانبه این دیار می شود. این عواما مانع از آن میشود که بتوانیم در کارهای جمعی از هر نوع آن، چه فرهنگی ، اقتصادی و یا اجتماعی و حتی ورزشی به موفقیتی در خور شان کاشمر دست یابیم. شاید تعدد گروه های تاثیر گذار پنهان و عیان سیاسی و فرهنگی را بتوان به ویژگیها فوق مرتبط دانست. این خصوصیات ه باعث میشود مدت کوتاهی پس از شروع یک کار گروهی اختلافات آغاز گردد و کس یا کسانی از گروه جدا شوند ( به تجربه شورا در شهر کاشمر بنگرید ). این افراد یا به تنهائی و یا با چند تن دیگر دست به تشکیل گروهی جدید میزنند. دیر پا ترین گروهها معمولا گروههایی هستند که از یک و حداکثر دو نفر تشکیل میشوند. ![]()
در این میان کسانی که بیشتر در پی اهداف فرهنگی هستند و بنا به دلایلی كمتر آلوده به ویژگیهای مانع شونده کار جمعی میباشند، يا بايد با تساهل و تسامح؛ یعنی خون دل خوردن به كار گروهی ادامه دهند و يا اينكه قبل از فرسودگی کامل به گوشه انزوا پناه ببرند و به اين نتيجه برسند كه در تنهايی بهتر ميتوان كار كرد و مثمرثمر بود.
بعض مدیران همیشه در ترس از مافوق خود و هر کس که بتواند زندگی و پست آنان را تحت تاثیر قرار دهد، بسر میبرند. این ترس باعث میشود که افراد در پی جلب رضایت یکدیگر و به خصوص مافوقان خویش برآیند .آنان به سرعت خط و جهت زندگی خود را در ابعاد مختلف تغییر می دهند. ( می گویید نه ؟ لطف فرمایید و نگاهی به تغییرات سیاسی اخیر شهرمان داشته باشید. متوجه می شوید که بسیاری از آنوری های سیاسی به این وری های سیاسی تبدیل شده اند . اینان به راحتی به یاران چذشته خور پشت نموده اند و لابد فردا هم در پی وزش نسیمی دگر باز هم تغییر جهت می دهند بدون آن که یادشان باشد که مردم بسان یک ناظر جامع الشرایط عمل می نمایند و تمام اعمال آنان را نظاره گرند و کلام آنان را به یاد دارند. این معضل را در رده های مختلف مدیریتی این شهرستان می توان دید). این جلب رضایت، هم از طریق بیانی "بله قربان گفتن و تعریف و تمجید" و هم از طریق رفتاری " تعظیم و تکریم و دست بوسی و ..." انجام میگیرد.
اما از آنجا که "ترس"، از قدرتمند و فرادست یک موجود هولناک و از فرودست یک موجود ضعیف و ترسو در ذهن مجسم میکند و این چندان مطلوب نیست، جای آن را با "احترام" عوض کردم و با این جایگزینی فرادست به یک "مراد و محبوب" و فرودست به "یک مرید صادق" تغییر چهره دادند. طبیعتا وقتی "تعریف و تمجید"، "تمکین به خواستهها" و "موافقت بی چون و چرا با نظرات" احترام تلقی شد، نه تنها همگان از شنیدن تعریف و تمجید و اظهار موافقت با خواستهها و نظرات خود- گاه حتی علی رغم آگاهی از نادرست بودن آن- سرخوش و راضی میشوند، بلکه در جهت "ابراز احترام خویش به یکدیگر"، از همین ابرازها سود میجویند که این نیز اغلب اوقات بدون تمایل باطنی صورت میگیرد. و این همان دروغگوئی و یا عدم صراحت بیان است.
از طرفی وقتی "تعریف و تمجید و موافقت بی چون و چرا" احترام نام گرفت، "انتقاد و مخالفت با عقیده" نیز "توهین" قلمداد میشود؛ و طبیعتا کمتر کسی توهین را تحمل خواهد کرد (عدم تحمل انتقاد و نظر مخالف). مسلما تا زمانی که صراحت بیان را بی ادبی و گستاخی بدانیم صراحت در گفتارمان نخواهیم یافت، و تا زمانی که انتقاد را توهین تلقی کنیم، آنرا نیز بر نخواهیم تابید و تا هنگا میکه دفاع از آشنا و دوست و یا بزرگتر را به "معرفت داشتن، رفیق نوازی، حفظ حرمت موی سپید" تعبیر کنیم. حرمتهائی که حفظ آن در بسیاری از مواقع به زیر پا گذاشتن حق دیگری منجر میگردد، "دفاع از حق" و "انصاف" جائی در میان ما پیدا نخواهد کرد.
با کمی دقت میتوان دید که بسیاری از روابط دوستانه و صمیمانه ما بر پایه همین سازش و سکوتها و تعریف و تمجیدهای دروغین استوار شده است و چنین است که گاه بیان نازک تر از گلی، حتی در حد یک سوال یا توصیه اخلاقی، به برهم خوردن دوستیهای چند ساله منجر میگردد. و این پدیده تازهای در بین ما نیست، شمس تبریزی هفتصد سال پیش به این مطلب چنین اشاره کرده است: " با مردمان به نفاق میباید زیست، همچنان که راستی آغاز کردی به کوه و بیابان باید رفت" .
حقیر با این باور که" کاشمری ها اهل توسعه نیستند " مخالفم . کاشمری ها جربزه خود را در عرصه های مختلف به منصه ظهور گذاشته اند. ویژگیهای مخرب ذکر شده اکنون به یکی از بزرگترین عوامل عقب ماندگی کاشمر این دیار اساطیری خراسان تبدیل شده اند و فاجعه از این نقطه آغاز میگردد..
کاشمر بدون شک به یک خانه تکانی فرهنگی احتیاج دارد ، باید چشم ها را شست و طوری دیگر پیرامون و مردم را دید. کاشمر نیازمند طرح آمایش سرزمین است . کاشمر باید راهکارهای تئوریک توسعه را تجربه نماید. باید باور کنبم که انگور و کشمش با انتزاع خلیل اباد دیگر جایگاهی در توسعه این دیار ندارد. باید باور کنیم که توسعه کاشمر 1400 مبتنی بر میراث فرهنگی ، اکو توریسم ، گردشگری و طبیعت گردی است. (این جا دومین شهر زیارتی هراسان است و دارای جاذبه های بی نظیر طبیعی و ده ها اثر تاریخی دیدنی است) باید به کاشمر از زاویه معدن و صنایع مربوط به ان نگاه کنیم البته اگر تا سالی دگر شاهد ایجاد شهرستان کوه سرخ نباشیم . ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
84/08/28
حل مشکل ارتباطی بخش کوهسرخ کاشمر
بعد از سال ها انتظار مشکل ارتباطی بخش کوهسرخ کاشمر حل گردید
بالاخره بعد از سال ها ، صبر و شکیبایی مردم خون گرم منطقه کوهستانی کوهسرخ نتیجه داد و سایت آریا در دهه اول آذر ماه با حضور مدیر کل مخابرات خراسان رضوی افتتاح خواهد شد. رئیس اداره مخابرات کاشمر با بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت : این سایت با هدف تامین ارتباط این منطقه و تحت پوشش قرار دادن موبایل طراحی گردید و مراحل اجرایی آن به طور موازی با اجرای شبکه های کابل ، نصب سوئیج و اجرای فیبر نوری و راه دور 19 مرکز منطقه شروع شد.
مهندس بیجندی در ادامه افزود : در شبکه های عادی مخابراتی تامین ارتباط راه دور به دو روش رادیویی و کابلی تامین می شود ؛ لذا با توجه به شرایط کوهستانی منطقه و صعب العبور بودن بعض مسیرها و لزوم تامین پایداری ارتباط راه دور و نگهداری با ضریب بالای ارتباط تنها راه ، احداث این سایت بود . لذا در حال حاضر در پی افتتاح این سایت شاهد ارتباط رادیویی ، شهر ریوش مراکز روستائی کریز ، بند قراء ، موشک ، اوندر ، توندرو BTS موبایل هستیم . روستاهای کوشه ، تنورچه ، مکی ، طرق ، قراچه ، دهمیان ، خضربیک و چند روستا دیگر نیز با اجرای 110 کیلومتر فیبر نوری تامین ارتباط می شوند.
وی افزود : جهت احداث و تجهیز این سایت اعتباری بالغ بر یک میلیارد تومان هزینه شده است . در مراکز روستائی نیز بالغ بر 5/1 میلیارد تومان هزینه شده است . با افتتاح این پروژه کلیه روستاهای پرجمعیت این بخش تحت پوشش قرار می گیرند
گفتنی است که جاده این سایت به طول 7 کیلومتر علی رغم تمام مشکلات جغرافیایی و اقلیمی منطقه در مرداد ماه امسال به بهره برداری رسید و متعاقب آن کانکس دکل به ارتفاع 42 متر، آنتن های ارتباطی و تجهیزات BTS موبایل در مهر ماه نصب گردید. خبر افتتاح این سایت موجی از سرور و شادی را در منطقه ایجاد نموده است و حتی بر نرخ خرید و فروش موبایل تاثیر گذاشته است. قابل ذکر است که در سالیان اخیر مردم کوهسرخ آرزومند شکسته شدن طلسم این سایت بودند.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
84/08/27
سه خبر جورواجور
سلام / مدتی است که به این حوالی نیامده ام / شرمنده محبت همه شما هم هستم . از این مطلب به بعد می خواهم اخباری که از این دیار تهیه می کنم را هم به شما عزیزان عرضه نمایم.
=========================
فرمانده منطقه انتظامی کاشمر: مردم باید بازرس ما باشند
از اول مهر ماه سال جاری تاکنون نیروهای منطقه انتظامی کاشمر موفق به کشف 43 فقره سرقت شده اند . فرماندهی این منطقه با بیان این مطلب در نشستی مطبوعات گفت : با توجه به عملکرد مثبت نیروهای تحت امر این منطقه شاهد کاهش 42 درصدی وقوع سرقت نسبت به مدت مشابه در سال گذشته می باشیم. سرهنگ رستگار پناه در ادامه با اشاره به کشف چهار دستگاه ماهواره و یک قبضه اسلحه شکاری اظهار داشت: طی این مدت 288 نفر معتاد دستگیر و تحویل مقامات قضایی شده است.
وی با اعلام اجرای طرح بازدید از مراکز عرضه محصولات فرهنگی،خبر کشف و ضبط 1223 حلقه سی دی مبتذل را اعلام نمود و ابراز داشت : مراکز فاقد پروانه پلمب خواهند شد. وی درصد افزایش کشفیات این مورد را نسبت به مدت مشابه بالغ بر 622 درصد اعلام کرد.
رستگار پناه در ادامه دستگیری عوامل دو مورد سرقت تراکتور را اعلام نمود و گفت : سارقین وجوهات نقدی امام زاده سید محمد (ع) نیز در حرکتی ضربتی و در یک عملیات ویژه شناسایی و دستگیر شدند.
فرمانده منطقه انتظامی کاشمر در این جلسه خبرنگاران را نماینده افکار عموی دانست و خواستار همکاری آنان در کاستن اشتباهات سهوی و عمدی این نیرو شد . وی مردم را ناظر بر عملکرد این نیرو دانست و خاطر نشان شد که :مردم باید بازرس ما باشند.
احتمال تشکیل اداره میراث فرهنگی در کاشمر قوت گرفت
برای داشتن اداره و یا انجمن میراث فرهنگی باید فریاد زد. مسئول انجمن های میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان خراسان رضوی با بیان این مطلب در نشست آشنایی تنی چند از مسئولان فرهنگی و اجرایی کاشمر با این انجمن اظهار داشت : در صورت ایجاد NGOمیراث فرهنگی و با خود یاری بخش خصوصی و بدون اینکه منتظر تخصیص اعتبار از استان باشیم می توان در زمینه میراث فرهنگی اقدام کرد. سید ابوالفضل حسینی در ادامه خواستار پی گیری مستمر فرمانداری برای رسیدگی به میراث فرهنگی و مقوله گردشگری در کاشمر شد.
فرماندار کاشمر نیر در این نشست با اشاره به جاذبه های طبیعی و آثار تاریخی منطقه گفت : کاشمر دومین شهر زیارتی استان محسوب می شود و همه ساله پذیرای 5/1 میلیون زائر می باشد. صادقی افزود:در صورت تشکیل اداره میراث فرهنگی کلیه امکانات اداری و مورد نیاز در اختیار آن اداره قرار می گیرد.
امام جمعه کاشمر: امروز دنیای اسلام تشنه افکار مدرس است
امروز دنیای اسلام تشنه افکار مدرس است. او لنگر اصلی فرهنگ ، اعتقادات ، عزت و استقلال و انقلاب می باشد. امام جمعه کاشمر با بیان این مطلب در جمع اعضای ستاد بزرگداشت شصت و هشتمین سالگرد شهادت شهید مدرس گفت : تجلیل از مقام شامخ مدرس و زنده نگه داشتن یاد ایشان یک ضرورت است و مسئولان موظفند از این شخصیت ملی در خور شانش تجلیل کنند . حجت الاسلام یعقوبی درادامه ابراز داشت : وجود آرامگاه آن شهید در کاشمر یک نعمت الهی است و باید مراسم بزرگداشت وی همه ساله با شکوه خاص برگزار شود.
مدیر موسسه آستانه مقدسه شهید مدرس نیز با اعلام برنامه های خاص دهم آذر (روز مجلس)سال جاری گفت : امسال هم چون سالیان گذشته تنی چند از نمایندگان مجلس در کاشمر حاضر خواهند شد. ذوالفقاری در ادامه برگزاری مسابقات کتابخوانی ، شب شعر ، نمایشگاه کتاب و چاپ ویژه نامه را از دیگر برنامه های این موسسه در بزرگداشت شهید مدرس شد.
84/08/15
اندر حاشیه یک نشست به ظاهر...!!!!
سلام / خسته نباشید. تازه چند روز پیش بود که از بی توجهی به میراث فرهنگی در این دیار نوشتم . امروز اتفاق جالبی را شاهد بودم . اتفاقی که هم برایم تلخ بود و هم شیرین! به نوعی حقا نیت فعالیت این چند سالم را در حوزه میراث فرهنگی کاشمر و جاذبه های گردشگری به عینه دیدم.این بخش شیرین موضوع بود و اما تلخی قضیه در تکرار مقوله بی اطلاعی مسوولان معزز دیارم بود در امر اطلاع از توان مندی های کاشمر در عرصه میراث فرهنگی و امور گردشگری!!!
صبح از فرمانداری تماس گرفتند که امروز ساعت 12 در اتاق فرماندار جلسه ای در مورد میراث فرهنگی کاشمر برگزار می شود. ظهر به جلسه رفتم. همه بزرگان اجرای یا بودند یا نماینده فرستاده بودند. فرماندار ، یک منشی ، دو بخشدار ، محیط زیست ، نماینده نیروی انتظامی ، شهردار و کارشناس همراهش ، رئیس شورای شهر،اداره اوقاف و همراهش ، نمایندگان جراید و سیما ، آموزش و پرورش ، مجمع امور صنفی و دو نفر از اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان خراسان رضوی که یکی شان مسوول انجمن های میراث فرهنگی استان بود. این بنده خدا می خواست حلقش را پاره کند و به ما خلق خدا بفهماند که فلان است و بهمان . ایشان همان است که رستم بود پهلوان .به گمانم می خواست خودش را حسابی خاکی نشان دهد لذا فراوان منم منم نمود.
همراهش هم گویا کاشمری بود این جا هم دلم به درد آمد چرا که ما این همه به اداره این بنده خدا رفته بودیم و خفت کشیده بودیم ایشان کاشمری باشد و ما پشت در اتاق آقایا ن حیران . بگذریم !
ساکت گوشه ای نشستم . از حسن اتفاق یکی از مقالاتم را در مورد گردشگری در کاشمر و نقش آن در توسعه این دیار را به همراه داشتم . مقاله را با یادداشتی برای یغمایی فرستادم تا مورد استفاده قرار دهد . او هم بسیار حرفه ای این کار را نمود . ابتداء فرماندار داد سخن داد. از این اداره کذایی حسابی گله نمود که ما همه چیز را ( از نیرو و مکان و تجهیزات و ... ) برای ایجاد این اداره یا نمایندگی اش در کاشمر آماده کرده ایم ولی دریغ از اعتنایی از سوی مدیر کل محترم . جالبتر آن که گویا معاون رئیس جمهور و رئیس کل میراث در دولت قبل (از اقوام عزیز آقای رفسنجانی و عضو ارشد کارگزاران . البته ایشان هم گویا با چند خانواده پسته کار کاشمر روابط خانوادگی دارند و به تجارت پسته مشغولند )هم با این مهم به طور کتبی موافقت نمودند که متاسفانه یا خوشبختانه این مهم خورد به تغییر دولت و انتظار حضرات مسوول برای تداوم خدمت !!!
الغرض درد دل ایشان که به اتمام رسید آقا سید ابولفضل خان حسینی همان مرد خاکی مانده در این دیار باقی داد سخن سر داد و از همت این شهر و آن شهر و در عمل از بی همتی ما کاشمری ها حرف ها زد. خودش را خیلی دست بالا گرفت . مقادیر متنابعی هم از جناب صادقی فرماندار دوم خردادی دیروز و سینه چاک امروز تعریف و تمجید نمود. چند تعارف بین ایشان و فرماندار رد وبدل شد و خاطراتی از مانه و سملقان به سمع ما حضار حیران رسید و این در حالی بود که فرماندار سقف جلسه را یک ساعت تعیین نموده بود گویا وی جلسه ای هم در بیت امام جمعه داشت برای دهم آذر.
آقای حسینی سخت در حال تبلیغ توجه به میراث فرهنگی بود و حسابی از تلاش هایش در این حوزه تعریف می کرد. به فکر فرو رفتم . به روزهای می اندیشیدم که یارانم با تجهیزات فردی و شخصی شان بی دریغ و بی جیره و مواجب و بی حق ماموریت به کوه و دشت ودمن رفتند تا از زیبایی ها و آثا ر این دیار عکس و اسلاید تهیه نمایند که نمودند ، آن هم چه نمودنی. در همان روزها مایوسانه به میراث فرهنگی مراجعه می نمودیم تا مگر با لبخندی ما را یار باشند و یاور ولی حتی ما را باور هم نکردند.
شاید تعجب نمایید ولی برای اولین بار در عید مبعث سال 76 در مشهد در مرکز خراسان شناسی به محضر آقای لباف رفتم. برخودش بسیار تحقیر آمیز بود و این در حالی بود که بزرگوارانی چون استاد ایرج افشار، استاد پاپلی و بزرگان دیگری از قبیله تحقیق مرا به هزار زبان تحسین و تشویق کردند. به حسینی می نگریستم و در درون می گریستم که قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را!!!!!
با عرض معذرت از این حاشیه بگویمتان که حضرتش حسابی فیض پرانی نمودند . سپس یغمایی به سخن آمد و گفت که دارند بنیاد ترشیز را تشویق می کنند و مرکز پژوهش ها راه می اندازند. گفت که ما دو میراث معنوی و مادی داریم که باید ادارات و سازمان ها در این دو وادی یاعلی گویان عاشقانه قدم در ره دلدادگی نهند. چهره ها را نگریستم ولی در درون خندیدم.
من هم در افشانی نمودم و کمی با حسینی این جلسه ور رفتم. خودش را بچه ژاندارم معرفی نمود و گفت از کار باکی ندارد ولی یقین دارم که دارد چراکه اگر غیر این می بود باید حضرتش زودتر در کاشمر حاضر می شد. جمال حق ماموریت های اقصا نقاط استان بجز کاشمر را عشق است . همان حرف های همیشگی را نثار جمع کردم . این جا هم از خودم بدم آمد. آخر عزیز من چرا کنج کتابخانه ات را ول کردی و در این جمع حاضر شدی .چند پیشنهاد دادم . از طرح موزه مردم شناسی گفتم . نسخه ای از این طرح سال پیش تقدیم فرماندار شده بود . ولی گویا به طاق نسیان سپرده شده است.
فرماندار رفت و قبل رفتن در اقدامی کاملا دموکراتیک مصوباتی را دیکته کرد و سپس در میان تشویق حضار رفت.(یکی از دوستان می گوید ایشان بسیار خوش عمس است ! هم می تواند با خباز عکس بگیرد و هم با بلوکیان . والله الاعلم !!!!! )بعضی از روسا لبختد زنان به عکس گرفتن با موبایل هایشان مشغول شدند . آسمان ریسمان بافی هم رواج داشت . من کمی زیاده روی کردم که از خودم و تمام من های حاضر در جلسه عذر می خواهم.
جلسه در غیاب فرماندار و تنی چند از اعضاء به اتمام رسید و همه مثل غریبه های هفتاد بیگانه از هم جدا شدند.
حالا هم پاسی از شب گذشته . من به طنز به متن بالا می نگرم. عصر قربانی را دیدم و گزارشی از جلسه بهش دادم هردو های های به ظاهر خندیدیم البته به ظاهر!!!!!
الان هفت کار جور واجور دور و برم پخش و پلا است . از تالیف بگیر تا ویرایش !!! ما اینیم دیگر تکرار همیشگی بلاهت!!!!!پاینده باشید.
84/08/13
مقایسه بی حالی مسوولان کاشمر با سایر نقاط کشور
تهران_ميراث خبر/گروه استانها: به دنبال تخريب بخشي از بافت تاريخي شهر ثبت شده ميبد، اداره ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد از شهردار ميبد شكايت كرد.
خبر گویا است. اگر ما هم میراث فرهنگی می داشتیم به طور قطع وضعیت شهرمان این گونه نمی بود. چرا هیچ اقدام عملی در کاشمر برای بافت تاریخی به فرجام نمی رسد ؟ گویا امور سیاسی همه را به خود مشغول نموده است. افسوس ! اخبار دلالت بر سرعت جابجایی افراد دوم خردادی به کسوت جدید است. اینان تا دیروز شعارهای می دادند خاص خود و خطشان و حالا ۱۸۰ درجه تغییر جهت داده اند و کاتولیک تر از پاپ شده اند. فرماندار فعلی که آمد لبختد تمام چهره ام را فرا گرفت چرا که شنیده بودم یلی است در وادی اطلاع رسانی !
با علاقه می دیدمش . از اولین تحرکاتش در نزد خبرنگاران باید به تلاشش برای ایجاد میراث کاشمر کنم . تحرکی که هیچ گاه رتگ تحقق یه خود نگرفت

