تبليغاتX
واژه نویس

چهارشنبه 1391/02/27

روزمون مبارک

سلام.روز«ارتباطات و روابط عمومی» گرامی باد.صمیمانه این روز رو به فعالان عرصه علوم ارتباطات اجتماعی و حوزه روابط عمومی تبریک عرض می کنم.به هم کلاسی هایم در واحد قوچان به طور ویژه تر تبریک می گویم.سال گذشته مثل امروز اولین گردهمایی فعالان ارتباطات و روابط عمومی شرق کشور به همت استاد گرانقدرم سرکار خانم دکتر امیرپور و گروه ارتباطات دانشگاه تربت جام برگزار شد.یقین دارم هنوز خستگی برگزاری آن همایش بر تن برگزارکنندگان هست.برایم جالب است که چرا امسال دومین گردهمایی برگزار نشد؟!!پریروز هفتمین همایش ملی روابط عمومی الکترونیکی در تهران برگزار شد من و داش شبیر نام و نشانمان با دو مقاله در این همایش دیده می شد.در هر حال این روز خاص را به فعالان حوزه روابط عمومی و اطلاع رسانی دیار بزرگ ترشیز تبریک می گویم.این دردنوشته را به تمام روابط عمومی ها به ویژه داش شبیر عزیز تقدیم می کنم:

چندی پیش ، محمد عزیز بحث روابط عمومی و کارکردش مطرح  را مطرح کرد.بحث مان رسید به روابط عمومی بد!از دید او روابط عمومی ها بر سه گروه بودند سفید و سیاه و خاکستری.سیاه که بد بود و سفید خوب و خاکستری ترکیبی از این دو!روابط عمومی سفید منافع سازمان را مد نظر داشت و با روحیه انتقاد پذیری به اعتلای مجموعه می اندیشید.در این باور منافع  جناب مدیر عامل یا رئیس مطرح نبود.همه چیز در راستای پویایی سازمان معنادار می شد.در نوع سیاه فقط تبلیغ رئیس و مدیر عامل مهم بود.بقای رئیس و یا ارتقای او هدف روابط عمومی سیاه است.منافع مجموعه مطرح نیست.بهترین تبلیغات در پیرامون جناب رئیس و آقای مدیر عامل دور می زند.باید رئیس را تا عرش بالا برد.در نوع خاکستری ملقمه ای از سفید و سیاه دیده می شود .یکی به نعل زدن و یکی به میخ زدن.همه باید راضی باشند.در نوع سفید مشتری محوری و مهندسی افکار عمومی جایگاهی خاص دارد.در نوع سیاه همه چیز به عنوان وسیله ای برای درخشش نام رئیس مطرح هستند.در خاکستری هم همه چیز کجدارومریض است.

در این کشور گل و بلبل هنوز جایگاه روابط عمومی جا نیفتاده است.در خوشبیانه ترین حالت می توان روابط عمومی ها را  از نوع خاکستری و  در بدبینانه ترین حالت می توان از نوع سیاه دانست.به نظرم سیاهش پررنگ تر از سفید و خاکستری است.این که چرا این بلیه دامان نهادها و سازمان ها را گرفته است بماند.شاید همان حس تنازع بقا عامل اصلی باشد.انسان درد معاش دارد و جناب رئیس قبلی و فعلی و آتی می توانند این درد را مسکنی باشند ولو موقت!!روابط عمومی ها در اکثر مجموعه ها یک جور ماله کشی روانشناسانه را فوت آب هستند.از این اصطلاح تعجب نکنید.هدف روابط عمومی توجیه است باید کاری کرد که تمام کارهای رئیس و مدیر عامل و مقام فرادستی  مهم و عالی و خاص و ویژه معرفی شوند.کاه باید کوه شود و در عین حال نقاط ضعف حضرت رئیس باید پوشانده شود همان ماست مالی خودمان.یعنی کوه کاه شود!!

یک رئیس می تواند با روابط عمومی اش انواع پزها  را با لبخند و بی لبخند بگیرد.پزهای روشنفکری تا پزهای علمی همراه با آروغ های داش مشتی یانه!از این تعابیر هم تعجب نکنید.روابط عمومی ها آچار فرانسه هستند.اگر وفادار به رئیس باشی روزبه روز مقام و منزلتت بالا و بالاتر می رود از ابرها هم بالاتر می روی تا حدی که از فواره ها هم بالاتر می روی.فقط باید مجیز رئیس را در سکوت فریاد زد و فریاد ها را به سکوت تبدیل کرد.کار سختی نیست.کافی است تاریخ تولد و سالگرد ازدواج و مناسبت های مهم زندگانی جناب رئیس را در کوی و برزن فریاد بزنی و هی داد بزنی که جناب رئیس امروز به فلان جا رفته و از بهمان چیز بازدید کرد.یک روابط عمومی خوب ُ همه چیز را به رئیس ختم می کند.رئیس دانای کل است این را باید همه بدانند.باید بهترین عکس رئیس در بهترین نوع کاغذ در با حال ترین بروشور ها و کتابچه ها و جراید درج شود .بهتر است یک ادوکلن ویژه و فر و اعلای فرانسوی به رئیس هدیه کنی تا در مصاحبه ها ی صوتی و تصویری اش خوش بو باشد.

رئیس این جا رئیس آن جا رئیس همه جا.این شعار نامرئی و مستتر یک روابط عمومی سیاه است.همه چیز برای رئیس حکم یک نردبان را دارد روابط عمومی باید این نردبان را حاضر و آماده به همراه داشته باشد.روابط عمومی می داند که جناب رئیس در همه حوزه ها فوق تخصص افتخاری و غیر افتخاری دارد.پس در همه چیز باید نظر بدهد حتی می توان نظرات خود را به گونه ای مطرح کرد که بشوند نظرات جناب رئیس !!!!در این حالت می توان اضافه کار و کارانه و حق بهره وری و از این حرف ها گرفت.در هر حال امروز روز ارتباطات و روابط عمومی است و می گویند روابط عمومی باید تلاش کند که از درون برون سازمان دیده شود و از برون درون! بسان خانه ای شیشه ای.لابد نباید سنگی به این خانه شیشه ای بخورد که مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی رئیس.

 


برچسب‌ها: ارتباطات, یادداشت
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1391/02/21

مزه مهربانی مادر

سلام.پیشاپیش میلاد بانوی دو عالم حضرت زهرا(س) مبارک.روز زن بر همسرم مبارک.روز مادر بر همه مادران فرخنده باد.امروز روز زیارت اهل قبور است.یاد مادران سفر کرده هم گرامی بادا.

مثل همیشه در آستانه روز مادر به اتفاق خانواده ام برای بوسه زدن به دستان پر مهرت در آستان در ایستاده ام.سنگریزه ای باید تا در بزنم.می زنم.مثل همیشه سه ضربه کافیست تا اذن ورود دهی.می دانم که لبخندی اهورایی بر لبانت نقش بسته است.ایستاده ام تا رخصت حضور دهی.می نشینیم بسان کودکی دلخسته که مهر مادر به وجدش می آورد.آمده ایم که دعایمان کنی، نصیحتمان کنی،آمده ایم تا پند و اندرزهایت را در قالب آوسنه و متل و دوبیتی نثار روح و روانمان کنی،آمده ایم تا از راز آب و باد و خاک و آتش برایمان واگویه کنی،آمده ایم تا از تقدیر و پیشانی نوشت ها بگویی،آمده ایم تا ازنذر و نیازهات حکایت ها برایمان تعریف کنی،آمده ایم تا دسته گلی نثار قدومت کنیم و توشه برگیریم و طی طریق کنیم.

مثل همیشه با مهربانی لبخندت را تکثیر می کنی،شادمان می کنی و من آهسته چشمانم را از نگاهت می دزدم تا مگر اشک هایم را نبینی ، تا مگر متوجه سوز این دل نشوی،تا ندانی که روزگار چه شعبده ها در آستین داشت.می دانم که می دانی تا چه اندازه نیازمند الطاف تو ،مشتاق دعاهایتان و گدای محبت زلالت هستیم.

و تو مثل همیشه شبیه تمام اهالی آب و آیینه زیر لب ناب ترین و مقدس ترین اوراد و اذکار را برای صحت و سلامت و موفقیت اطرافیانت زیر لب زمزمه می کنی و با محبت رو به چهارسوی می کنی و همراه با نسیم فوت می کنی تا چشم بد از ما دور باشد، تا کید دشمنان رفته در کالبد دوست بر ما بی تاثیر باشد، تا روزیمان وسیع گردد، تا دلمان در دریای لطف خدا آرام و قرار گیرد.

مثل همیشه به پیشواز می آیی و ما مثل همیشه بر سنگ مزارت طرح های از سر ارادت می کشیم.نمادهای از 5 تن آل عبا که بیانگر عشق تو به آنان است.یک لاله که هم یادآور نورافشانی توست و هم حکایت گل مورد علاقه ات.بر گوشه ای دیگر طرحی از شاخه ای دوازده برگه رسم می کنیم تداعی کننده احترامت به دوازده امام(ع).کمی آنسوتر شاخه ای دیگر با چهارده برگ که یادآور توسلت به آن مقدسان دو عالم است و تو می خندی و محبتت فضا را در بر می گیرد و ما می خوانیم بسان همیشه فاتحه ای برای آمرزش روحت و یقین تو هم برای آرامش ما زمزمه ای را بر لبانت جاری می کنی و ما در  آستانه روز مادر مهربانی هایت را مزه مزه می کنیم و از تو می خواهیم در کنار مزار باباجی ،خاله ها ، عمو ، بی بی و سایر عزیزان رخ در نقاب خاک کشیده دعایت را از ما دریغ نکنی.


برچسب‌ها: یادداشت, آن سفرکرده ها
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1391/02/20

گلگشتی در هزار توی کتابخانه های عمومی کاشمر؛

سلام.پیشاپیش روز زن بر مردان فرخنده و همایون باد.خدا صبرتان دهاد! گزارش ذیل با عنوان«گلگشتی در هزار توی کتابخانه های عمومی کاشمر؛ وعده های کاغذی و کتاب هایی که خاک می خورند! » امروز در روزنامه قدس درج شد:

کتابخانه های عمومی را باید قلب هر شهر و آبادی و منطقه و محله ای دانست.کارشناسان می گویند: فقط 2 درصد جمعیت ایران 1 تا 2 ساعت از وقت خود را به مطالعه اختصاص میدهند. در کل کتابخانه های کاشمر 53 هزار و 548 کتاب وجود دارد. آمار سالیان گذشته از رشد 150 درصدی اعضای کتابخانه های عمومی خبر می دهند.در کاشمر فضای موجود برای مطالعه هر نفرکمی بیشتر از 2 سانتیمتر اعلام شده است.

عضویت 10 درصد مردم کاشمر در کتابخانه ها

کتابخانه های شهر به لحاظ ساختاری جذابیت لازم را ندارند. کتابخانه ای در زیرزمین،دیگری در مکانی که قبلاً غسالخانه بوده و یکی دیگر در مکانی شلوغ و پرسروصدا قرار گرفته است.گویا با توجه به جمعیت شهرستان، تنها 10 درصد کاشمری ها عضو کتابخانه های عمومی اند. این کتابخانه های عمومی در نقاط شهری شهرستان واقع شده اند. پیش از این گفته می شد طبق تفاهم نامه ای که بین نهاد کتابخانه های کشور و استانداری منعقد شده سه باب مجتمع فرهنگی روستایی با محوریت کتابخانه در سه روستا با جمعیت بالای 2 هزار و 500نفر در شهرستان ساخته می شود که اگر این فکر عملیاتی شود، قرار است یک باب در کوهسرخ و دو باب دیگر در بخش مرکزی احداث و تجهیز شوند.

بنا به اظهار رئیس نهاد کتابخانه های عمومی این شهرستان به ازای هر 100 نفر باسواد کاشمری26/18 نفر عضو کتابخانه هستند، و به ازای هر 100 نفر باسواد 249 جلد کتاب توسط کتابخانه های این شهرستان به امانت داده شده است، در این موضوع شهرستان کاشمر مقام دوم استان را کسب کرده است.جواد عیسی زاده با اعلام این مهم که طی سال جاری کتابخانه دیجیتال در کاشمر راه اندازی می شود، متذکر شد: در سال جاری بر آنیم تا با تفاهم با ادارات مختلف جهت معرفی کتاب های مطرح در حوزه کاری ادارات و ارتقای سطح کارمندان هر اداره گامی مؤثر برای گسترش فرهنگ کتابخوانی برداریم و اما کتابخانه کوثر از سال 1376 در ساختمانی استیجاری در خیابان قائم آغاز به کار کرد و متأسفانه بعد از 12 سال فعالیت در اواخر فروردین سال 1388به علت ناتوانی اداره کتابخانه های عمومی در پرداخت اجاره بها و در میان سکوت مسؤولان تعطیل و تخلیه شد و از آن وقت تا امروز بیش از 7 هزار جلد کتاب این کتابخانه به همراه تجهیزات مربوط در قرائت خانه کتابخانه عمومی امام علی(ع)خاک می خورد.

افتتاح های ناقص!

در نهایت پس از گذشت پنج سال آن هم در پی تعطیلی کتابخانه کوثر شهرداری کاشمر عملیات ساخت این کتابخانه را بر اساس نقشه تیپ کتابخانه های عمومی، آغاز کرد.این پروژه در آذر سال 1390 همزمان با ایام بزرگداشت سالروز شهید مدرس در حالی افتتاح شد که از دید برخی از کارشناسان هنوز برای تعبیه تجهیزات و چیدن کتاب ها آماده بهره برداری نبود.با گذشت حدود شش ماه از افتتاح صوری این پروژه که 200 متر مربع زیر بنا دارد، شاهد عدم استقرار کتابخانه کوثر در این محل هستیم.کتابها هنوز در قرائت خانه کتابخانه امام علی(ع) دپو شده و خاک می خورند!
کتابخانه روستای فدافن چشم انتظار مسؤولان در آبان 1386خبری نظرها را به خود جلب کرد.بنا به اظهار مدیر وقت کتابخانه های عمومی شهرستان کاشمر اولین کتابخانه عمومی در روستای فدافن از توابع بخش مرکزی کاشمر احداث می شود.وی تأکید کرده بود «همچنین اوایل سال آینده احداث کتابخانه در روستای قوژد این شهرستان آغاز می شود.»، این وعده ها متأسفانه محقق نشد.
کتابخانه فدافن سرانجام در دهه فجر سال گذشته و باز هم به صورت صوری افتتاح شد، در حالی که نهاد کتابخانه های عمومی برابر نظر کارشناسانشان هنوز ایرادهایی بر این پروژه طویل مدت دارند، شاهد انتظار 5 هزار نفر جمعیت روستای فدافن برای تجهیز و چیدمان کتاب های این کتابخانه هستیم.اهالی از پاسکاری ادارات مربوط ناراحتند و برایشان این سؤال پیش آمده که چرا باید پروژه ای در این قد و قواره بیش از 4 سال و نیم طول بکشد؟باید امیدوار بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با حل مشکلات این پروژه همت خود را مصروف تحویل هر چه سریعتر این پروژه به نهاد کتابخانه های عمومی کند تا هر چه سریعتر اهالی بتوانند در هزار توی این کتابخانه گلگشتی داشته باشند.


برچسب‌ها: فرهنگ کاشمر, یادداشت
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

شنبه 1391/02/16

یادی از دبیر جوان جشنواره فیلم فجر

سلام.مدتی پیش با محمد خزاعی فدافن برای راه اندازی دوباره سینمای کاشمر و یا ختصاص فضایی جدید برای این مهم صحبت می کردم.پیشنهاداتی داشت.بحثمان منتج به نگارش مطلبی با عنوان« یادی از دبیر جوان جشنواره فیلم فجر » در شماره 92 دو هفته نامه سرو کاشمر شد:

مطلع شدیم که محمد خزاعی فدافن هنرمند نامدار دیارمان  تهیه کنندگی فیلمی در باره حضرت خدیجه(س)همسر گرانقدر نبی اکرم(ص) را در دستور کار دارد.بیش از این در سال گذشته جمال شورجه کارگردان متعهد سینمای ایران  از اتمام تحقیقات این اثر خبر داده بود.او در مصاحبه ای متذکر شد که :« پيشنهاد ساخت اين فيلم از سوي آقاي خزاعي انجام شده بود‌ كه ما نيز براي ساخت آن اعلام آمادگي كرديم، اكنون مرحله تحقيق اين پروژه به پايان رسيده است‌ و گويا با چند فيلم‌نامه‌نويس براي نگارش وارد مذاكره شده‌اند.»خزاعی در این رابطه می گوید:« تحقيقات فيلم سينمايي «حضرت خديجه (س)» همسر پيامبر (ص) و مادر حضرت فاطمه زهرا (س) پس از هشت‌ماه به پايان رسيد،نزديك به  شش‌هزار صفحه تحقيقات استخراج شده است كه در هفته‌ آينده از ميان سه چهار گزينه‌اي كه به‌عنوان نويسنده در حال ارزيابي آن‌ها هستيم، يك نفر كار نگارش فيلم‌نامه را آغاز خواهد كرد، اميدواريم تا مهرماه فيلم‌نامه‌ اين فيلم آماده شود ، تا آن زمان نيز رايزني‌هاي لازم را براي پيدا كردن سرمايه‌گذار داخلي و خارجي انجام خواهيم داد. در نهايت اميدوارم اواخر امسال يا سال بعد به فضاي توليد وارد شويم. »خزاعي ،جمال شورجه  جدي‌ترين گزينه براي كارگرداني اين فيلم دانست و توضيح داد: «مراحل قصه هنوز مشخص نيست و احتمالاً داستان از دوران نوجواني حضرت خديجه (س) و برخورد اولش با راهبه‌اي كه مژده‌ي ازدواج با پيامبر (ص) را به او مي‌دهد آغاز مي‌شود و تا وفات ايشان ادامه خواهد داشت البته سیر داستان به فيلم‌نامه و زمان محدود ما در قالب سينمايي بستگي دارد.» خزاعی این فیلم را نخستین اثر تصویری و سینمایی درباره‌ بانوی جهان اسلام ام‌المؤمنین حضرت خدیجه (س) یکی از چهار زن کامل دنیا، نخستین و بهترین همسر رسول خدا (ص) و مادر حضرت فاطمه زهرا (س) می داند که در تاریخ سینما ساخته می‌شود.

خزاعی که به لطف فعالیت های هنری اش در سالیان اخیر به عنوان چهره ای معتدل و مقتدر در حوزه سینما و انواع جشنواره های سینمایی شناخته می شود.او را باید مردی با انواع«ترین ها» ذکر کرد.روزگاری او را جوانترین تهیه کننده سینمای ایران لقب داده بودند.راهبران هنر کشور او را یکی از خلاق ترین چهره های هنری کشور می دانند.گواه این ادعا ارائه انواع طرح های هنری در سطح ملی در حوزه برگزاری جشنواره متنوع سینمایی است.جشنواره کیش نمونه ای از خلاقیت های اوست.او تهیه کننده سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران یعنی«قلاده های طلا»ست.خزاعی جوان ترین دبیر جشنواره فیلم فجر محسوب می شود.هنرمند خوش ذوق دیارمان این روزها به عنوان مجری و کارشناس در شبکه های مختلف جام جم ظاهر می شود.در مکالمه ای با او متوجه شدم که خواهان افتتاح مجدد سینمای کاشمر است.از دید او این سوال مطرح می باشد که چرا مسئولان کاشمر فکری به حال سینمای کاشمر نمی کنند.او اعلام آمادگی کرد که حاضر است انواع فیلم های اکران اول را برای پخش در سنمای کاشمر آماده کند.حتی برای ارسال یک نسخه از فیلم «قلاده های طلا» نیز اعلام آمادگی کرد.موضوع را با چند نفر از مسئولان شهر در میان می گذارم.کسی نه نمی گوید ولی هیچکس دل و دماغ راه اندازی سینما را ندارد.خزاعی واگویه های بسیاری در باره لزوم توجه به فرهنگ و هنر در کاشمر دارد.بایسته آن است که مدیران فرهنگی شهر و یا حتی شورای فرهنگ عمومی شهرستان میزبان او باشند تا دو طرف دغدغه هایشان را مطرح کنند تا مگر جناب خزاعی با توجه به توانمندی هایش و ارتباطاتش بتواند راهگشا باشد.

بایسته آن است ارکان شهر قدر هنرمندان و چهره های مطرح شهرستان در سطح کشور را بدانند و با کمک آنان مشکلی را حل کنند و کاری برای شهرستان به فرجام برسانند.خزاعی گله مند است که چرا نمی تواند فیلمش را در زادگاهش به نمایش بگذارد.او لیاقت کاشمر در عرصه هنر را بالا می داند و هنرمندان کاشمر را بالابلندانی غیرتمند می داند که با دست خالی فاتح افق های فرارویشان بوده اند.ااو از چهره های مطرح هنر کاشمر در تهران و مشهد به نیکی یاد می کند و امیدوار است روزی مدیران فرهنگی این دیار پذیرای دیدگاه های هنرمندان مهاجر کاشمر باشند.می گوید یکی گفته که  نهادی خاص می خواهد برای او بزرگداشتی بگیرد و تندیسی بسازد و چه بسا گذری را به نام او نامگذاری کننئد، از من خواهش کرد که از آنها بخواهم به جای اینگونه رفتارها به هنر و فرهنگ کاشمر بپردازند.او با نشست های با حضور چهره های هنری کاشمر نظیر؛استاد فریدون جیرانی،دکتر مجتبی علوی،استاد احمد کاوری،علی جلالی،محمد رحیمی،احسان اسکندری،برات الله شیبانی و بسیاری دیگر برای بررسی راهکارهای برای پرورش استعدادها موافق است.امید که برج عاج نشینان کمی به خود آیند وبرای دیارشان کاری کارستان بکنند.

 


برچسب‌ها: فرهنگ کاشمر, یادداشت
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1391/02/14

نامق یکی از صد روستای شگفت انگیز کشور

 سلام.آن چه می خوانید مصاحبه ای است با دهیار روستای نامق از توابع بخش مرکزی کوهسرخ کاشمر  که با عنوان«با نامق یکی از صد روستای شگفت انگیز کشور  آشنا شوید» در شماره 92 دو هفته نامه سرو کاشمر منتشر شد.

روستای نامق از توابع بخش کوه سرخ با مختصات جغرافیایی 58 درجه و 46 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 25 دقیقه عرض شمالی‌، در 32 کیلومتری شرق ریوش واقع شده است. ارتفاع این روستا از سطح دریا در حدود 1765 متر است و اقلیمی معتدل و نیمه‌خشک، با زمستان‌های سرد دارد.این روستا از شمال و غرب به کوه سرخ، از جنوب به کوه سرسفیدار و دره اولی سوکو ،از غرب به تپة عبدالحسن محدود می‌شود.نامق از روستاهای تاریخی شهرستان کاشمر است و بنابر روایتی از شهر نیشابور نیز قدیمی‌تر است. مردم روستای نامق به زبان فارسی با لهجه محلی سخن می‌گویند، مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. لغت نامه دهخدا در سال ۱۳۴۵ در مورد نامق چنین نوشته شده‌است: «نامق دهی است از دهستان برکوه بخش ریوش شهرستان کاشمر ، در ۳۶هزارگزی جنوب شرقی ریوش بر سر راه مالرو عمومی ریوش به حصار. در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۲۰۶۸ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می‌شود. محصولش غلات ، انواع میوه‌ها و ابریشم است . شغل اهالی زراعت و مالداری و صنعت دستی آن جا قالیچه بافی است .راه مالرو دارد. قریه‌ای است از قرای ترشیز . شیخ احمد جامی به سال ۴۴۰ ه . ق در این قریه تولد یافت.»در آغاز دهه 90 شمسی این روستای 390 خانواری قریب1100 نفر جمعیت دارد.بر اساس نوشته لغت نامه دهخدا از سال 1345 تاکنون 1034 نفر از جمعیت این آبادی کاسته شده است.

در مجامع علاقه مند به صنعت گردشگری از نامق به عنوان یکی از صد روستای شگفت انگیز کشور یاد می شود.وقتی این موضوع را با دهیار روستا در میان می گذاریم لبخندی بر گوشه لبانش ظاهر می شود.جویای فعالیت های روستا در حوزه گردشگری و میراث فرهنگی می شویم. با تانی می گوید:« چشم‌انداز ارتفاعات بلند پیرامون روستا، دشت‌های سبز و خرم، مراتع غنی و حاصلخیز، انواع گل‌ها و گیاهان دارویی (مانند آویشن، گل‌گاوزبان، گل ختمی و دم گاو) بسیار زیبا و جالب توجه است.از جاذبه‌های طبیعی روستای نامق می‌توان به ؛اولنگ گُل،اولنگ فرادکندی،حوض مرغابی،غار پنجه،چشمه سار،کله باغی،کوه مَرد،قله سرسپیدار، کلاته حسین آباد و زمان آباد، کلاته شازده و علی آباد و کلات اسماعیل آباد اشاره کرد.اراضی و مراتع اطراف روستا، محل زیست انواع گونه‌های جانوری مانند؛بز و کَل، روباه، شغال، گرگ، خرگوش، پلنگ و کبک است. روستای نامق به لحاظ تاریخی نیز،جاذبه‌های گردشگری قابل توجهی دارد. قبر پدر شیخ احمد جام نامقی،کاریز قدیمی(عمر این کاریز، به قدمت روستا است و روزگاری، سنگ‌های هفت آسیاب آبی را به گردش درمی‌آورده است. امروزه، از آسیاب‌های آبی، به جز خرابه‌هایی بر جای نمانده است.)دیوار سنگی( از بقایای یک قلعه قدیمی است که در زبان محلی به آن کمر قلعه می‌گویند)گورستان‌های باستانی(دو گورستان مروبط به پیش و پس از اسلام. قدیمی‌ترین سنگ قبر گورستان اسلامی، تاریخ سال 113 هجری قمری را دارد)بقایای قلعة قدیمی ( در بلندترین بخش روستا، به نام ارگ قرار گرفته است) سه مسجد قدیمی که  به لحاظ معماری سنتی و نوع معماری، واجد ارزش‌های تاریخی است از جمله این جاذبه ها هستند... »(ادامه مطلب  را بخوانید)


برچسب‌ها: مصاحبه ها, میراث فرهنگی کاشمر, گردشگری کاشمر
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید رضا بی تقصیر فدافن در |  لینک ثابت   •